بهترین عکس من: نیوشا توکلیان

نیوشا توکلیان مجله عکس نوریاتو
بهترین عکس من: نیوشا توکلیانReviewed by نوریاتو on Aug 6Rating: 5.0بهترین عکس من: نیوشا توکلیان | عکاسی مستند | مجله عکس نوریاتونیوشا توکلیان، در سال 1981 در تهران متولد شد. اوعکاس و خبرنگاری ایرانی است که عکس هایش در نشریات معتبری همچون تایم، نیویورک تایمز و فیگارو به چاپ رسیده است.

ترجمه اختصاصی نوریاتو: نیوشا توکلیان در سال ۱۹۸۱ در تهران متولد شد. اوعکاس و خبرنگاری ایرانی است که عکس هایش از سال ۲۰۰۱ در نشریات معتبری همچون تایم، نیویورک تایمز و فیگارو به چاپ رسیده است. توکلیان عکاسی را به صورت خودآموز فراگرفته و به صورت حرفه ای اولین همکاری را در ۱۶ سالگی با نشریه زن آغاز کرده است.

 

به گزارش مجله نوریاتو، نیوشا توکلیان در مصاحبه با گاردین از بهترین عکس خود می گوید:

 

هرگز از کارهایم راضی نیستم. هربار که عکسی را می گیرم، به این فکر می کنم که اگر در نقطه دیگری می ایستادم یا بردباری بیشتری از خود نشان می دادم، می توانستم عکس بهتری بگیرم. اما این عکس یکی از معدود تصاویری است که آن را دوست دارم. علاوه بر این به نظر می رسد که مردم نیز این عکس را دوست داشته اند. واکنش طبیعی آنها هنگامی که سمیه را می بینند این است که از جایی که او ایستاده و اینکه چرا میان این حجم از شاخ و برگ قرار گرفته، تعجب می کنند.

 

همیشه نسبت به آلبوم عکس های دوران کودکی وسواس خاصی داشته ام. روزی متوجه شدم که آلبوم عکس های کودکی ام از سنین ۱۳ یا ۱۴ سالگی، به پایان می رسد. درحقیقت در آلبوم ها، فضای خالی ای به وجود آمده بود که در آن والدین مان از لباس پوشاندن و عکس گرفتن از ما دست برداشته بودند. با این ایده که دوران آلبوم درست کردن مردم دیگر تمام شده، به گرفتن عکس از زندگی روزمره افراد روی آوردم تا بتوانم این فضای خالی را پر کنم.

 

بسیاری از آلبوم ها در ایران، مربوط به ۲۰ یا ۳۰ سال پیش هستند و چشم انداز مشابهی دارند: کوهستان های سبز و پوشیده از گل، فضایی کاملا امیدوارکننده و زیبا. من بیشتر به دنبال این بودم تا تجلیل خود از این مناظر را در عکس هایم نشان دهم، بنابراین این کوهستان دورافتاده و خشک را در تهران پیدا کردم. کوهستانی که دقیقا قطب مخالف کوهستان های دوران کودکی ام بود: ویران شده، بدون گل و فضایی تقریبا غم آلود.

 

۹ نفر را انتخاب کردم. افرادی که به نوعی نماینده نسل من بودند. آنها را به کوهستان بردم و خواستم که نقاطی را پیدا کنند که آنها را صدا می زند. سمیه هم این درخت را انتخاب کرد.

 

هشت سال بود که سمیه را می شناختم. او اهل یکی از سنتی ترین مناطق کشور است، جایی خارج از اصفهان. سال ها بود که با خانواده اش در آنجا زندگی می کرد و رویای رفتن به تهران را در سر داشت. وقتی که به تهران آمد، شهر او را تغییر داد: او نمی توانست در زادگاهش نامرئی باشد و کسی او را نشناسد اما در تهران این فرصت برای گمنامی را پیدا کرد و از همسرش جدا شد. سمیه هر روز برای یافتن جایگاهش در این دنیا در حال مبارزه است- من واقعا او را تحسین می کنم.

 

این عکس در سومین سفر ما به کوهستان گرفته شد. ما کاملا در آنجا تنها بودیم- منطقه کاملا دورافتاده بود. گهگاهی تعدادی کوهنورد و گروهی از جوانان را در نزدیکی خود می دیدیم. وقتی مشغول عکاسی هستم اصلا صحبت نمی کنم. می خواهم که سوژه ام آرامش و احساس راحتی داشته باشد.

 

در کشورهای دیگر، زمان زیادی می برد که گرم شوم اما در ایران احساس متفاوتی دارم: مغز، چشمان و قلب ام در حالیکه مشغول کار هستم با من هماهنگ می شوند. وقتی در ایران هستم همه چیز فرق می کند. من در تمام دنیا کار کرده ام، اما در ایران رشد یافته ام. در آن روز بیش از دو ساعت مشغول عکاسی در آن هوای دیوانه بودم: یک دقیقه باران می آمد و بعد دوباره هوا خشک می شد. خیلی تلاش می کردم تا عکس خود را پیدا کنم. نهایتا سمیه را دیدم که در مانتویش خود را از شدت سرما جمع کرده بود. برای همین از کوه برگشتیم.

 

تا زمان ویرایش عکس های آن روز، متوجه این عکس نشده بودم. این عکس را زمانی گرفتم که سمیه مشغول کنار زدن شاخ و برگ ها بود. اولین انتخابم مربوط به جایی بود که سمیه ایستاده بود و به دوربین نگاه می کرد. اما این عکس حرف بیشتری برای گفتن دارد: او در محاصره شاخه های بسیاری قرار گرفته و آسیب پذیر به نظر می آید اما همچنان در حال مبارزه است.

 

هنگامی که مردم در خارج از ایران درباره جامعه ایران صحبت می کنند، دو دیدگاه افراطی را در حرف هایشان می توانید تشخیص دهید: مردم سنتی ای که مردان شان پر از ریش هستند و زنان شان با چادر پوشیده شده اند؛ دیدگاهی دیگر که در آن زنان را مانند باربی هایی با موهای بلوند می بینند. در هرصورت این نگاه ها درباره ایران، به دلیل خطای خود حکومت است. تا مدتها به هیچ عکاس خارجی ای اجازه داده نمی شد که وارد ایران شود. من به دنبال این هستم تا در ایران نامرئی بمانم و بتوانم با عکس هایم مردم را برای سراسر دنیا مرئی سازم.

 

 

نیوشا توکلیان

 

محل تولد: تهران ۱۹۸۱

نیوشا توکلیان مجله عکس نوریاتو

دانش آموخته: ترک مدرسه در سن ۱۶ سالگی به دلیل بیماری اختلال در خواندن، گذراندن دوره ۶ ماهه عکاسی در تهران

 

تحت تاثیر: عباس عطار، استفانی سینکلیر و دیان آربوس

 

بهترین دستاورد: انتشار اولین عکس ام در ۱۶ سالگی در روی جلد مجله زن.

 

بدترین دستاورد: به عنوان کسی که در تنش ها و درگیری ها کار می کند، هر روز، می تواند یک چالش باشد.

 

توصیه کلیدی: در سبک عکاسی خود صادق باشید و سخت کار کنید.

 

 

مترجم: سعیده فراهانی

 

دیدگاه شما