موضوعات مهم

عکاسی پرتره با ریچارد اودون- ۲ درس های اریک کیم از ریچارد اودون؛ عکاس مشهور پرتره

عکاسی پرتره با ریچارد اودون- ۲

ترجمه اختصاصی نوریاتو: ریچارد اودون عکاس پرتره آمریکایی است که در سال ۱۹۲۳ در نیویورک متولد شد و در سال ۲۰۰۴ در سن ۸۴ سالگی از دنیا رفت. اودون یکی از بزرگترین عکاسان مد و فشن در دوران معاصر به حساب می آید.

 

به گزارش مجله عکس نوریاتو، بسیاری از عکاسان و منتقدان، دوران عکاسی در استدیو را به قبل و بعد از ریچارد اودون تقسیم می کنند. روزنامه ی نیویورک تایمز در یک آگهی به مناسبت درگذشت این عکاس پرتره نوشت: عکس های مد و پرتره ی او کمک کرد که سبک تصویر آمریکا، زیبایی و فرهنگ آن در نیم قرن گذشته تعریف شود.

 

اریک کیم در مقاله ای از ۴ درسی که در حوزه عکاسی پرتره و مد از ریچارد اودون آموخته می گوید. هر روز در این مجموعه مقاله، یکی از این درسها را با یکدیگر مرور خواهیم کرد.

 

۲٫ عکس های بحث برانگیزی داشته باشید

 

عکس های ریچارد اودون همیشه بحث برانگیز بوده اند. بسیاری از منتقدان، اودون را سرد، محاسبه گر و بسیار بی رحم نسبت به سوژه هایش می نامیدند. همچنین بسیاری از سوژه های او، سبک اودون برای به تصویرکشیدن پرتره هایشان را دوست نداشتند.

 

ریچارد اودون این نقدها و شکایات را جدی نمی گیرد. او در یکی از مصاحبه های خود به این نکته اشاره می کند که مردم همیشه تلاش می کنند که بهترین حالت خود را نشان دهند، حالتی که ممکن است صحت نداشته باشد.

 

یکی دیگر از نقدهایی که به ریچارد اودون می شود این است که او سوژه هایش را دستکاری می کند. زمان هایی وجود داشته است که اودون به طور هدفمند سوژه هایش را دستکاری کرده تا عکسی که می خواهد را بگیرد. عکس هایی که از نظر او اصالت بیشتری داشته اند:

 

“برخی از اوقات باید سوژه هایتان را برای گرفتن پرتره مورد نظرتان، فریب دهید. اما این ترفندها به خودی خود، امر مهمی نیستند. بلکه نهایتا عکسی که شما می خواهید، اهمیت خواهد داشت.”

 

به عنوان مثال اودون از زمانی می گوید که این عکس معروف را از ویندزوز ها گرفت:

 

ریچارد اودون مجله عکس نوریاتو

 

” هرشب به کازینو Nice می رفتم و آنها را تماشا می کردم. به شیوه ای که زن با مرد بود و همچنین شیوه ای که با مردم ارتباط برقرار می کردند، نگاه می کردم. می خواستم تا انسانیت از دست رفته در آنها را به تصویر بکشم. خودپرستی و پستی زیادی در آنها وجود داشت. بنابراین دقیقا می دانستم که برای رسیدن به عکسی که می خواهم، چه کار باید انجام دهم. از آنها در مجموعه هتل هایشان در نیویورک، عکاسی کردم.

 

ویندزوزها سگ های پا کوتاه شان را با خود آورده بودند و کاملا نمادی از زندگانی سلطنتی را در ژست هایشان نشان می دادند. کمی از عقل خود استفاده کردم. می دانستم که عاشق سگ هایشان هستند برای همین به آنها گفتم اگر می بینید که کمی مردد و پریشان هستم به این علت است که تاکسی ای که مرا به اینجا آورد، در مسیر سگی را زیر کرد. قیافه هردویشان درهم رفت. چون بیش از حد سگ هایشان را دوست داشتند حتی بیشتر از یهودیان! این عکس حالت واقعی آنها را نشان می دهد. برای نشان دادن حالت واقعی افراد، باید حتما زندگی شخصی شان را در نظر بگیرید و کمی آن را تحریک کنید.”

 

علاوه بر این می توان گفت که ریچارد اودون به عکاسی در زمان آسیب پذیری افراد نیز مشهور است. او در بهترین پروژه خود (از نظر من) به نام “در غرب آمریکایی” از دختری به نام ساندرا بنیت (عکس او بر روی جلد کتابی از همین مجموعه عکس چاپ شد) عکاسی می کند. ساندرا با وجود کک و مک هایش، زیبا است اما محزون و کمی پریشان به نظر می آید.

 

سالها بعد از گرفتن این عکس، اودون و تعدادی از خبرنگاران به دنبال این دختر گشتند. ساندرا که دیگر بزرگ شده بود، به خبرنگار گفت:

 

” این عکس افتضاح بود- عکسی در بدترین روز موهایم، بدترین لباس و بدترین عکس عمرتان که می خواهید با خود آن را دفن کنید. با این عکس خیلی مورد آزار قرار گرفتم. آن زمان، در سالهای آخر دبیرستان بودم اما با این عکس دیگر خانه نشین شده بودم.”

 

سپس ساندرا با اودون رو در رو می شود و این جملات را به او می گوید:

 

” این عکس برای من اتفاق خیلی سختی بود. شما از من در حالتی آسیب پذیر، عکس گرفتید. در حالتی بی پناه و پائین دست. حالتی که تلاش می کردم تا همه چیز را پنهان کنم.” اودون نیز در پاسخ از حق عکاس برای کنترل کردن حالت و موقعیت سوژه اش می گوید:

 

” شما سوژه عکس بودید و تمام کنترل به عهده من بود. در حقیقت من به عنوان عکاس باید در انتها، کنترل پروژه را در دست داشته باشم. باید بگویم که به چه حالتی نگاه کنید و چطور با دوربین ارتباط برقرار کنید.”

 

ریچارد اودون دیدگاه های جالبی درباره عکاسی داشت- نظراتی شبیه به داستان یا افسانه. در این زمینه می گوید:

 

” از نظر من، موضوع بزرگتر این است که عکاسی، گزارشگری یا روزنامه نگاری نیست. عکاسی بیشتر داستان است. وقتی به غرب می روم و درباره طبقه کارگر کار می کنم، دیدگاه های خود را درباره زندگی شان به کار می برم. ایده های من درباره طبقه کارگر باعث می شود تا داستانی درباره شان در ذهن بسازم.”

 

علاوه بر این، از نظر اودون باید حالتی تهاجمی در عکاسی داشت. او در یکی از مصاحبه های خود، از اهمیت اثرگذار بودن عکس بر روی مخاطب می گوید:

 

” برای من عجیب است که همه فکر می کنند که اثر هنری نباید حالتی تهاجمی داشته باشد. درصورتی که این ویژگی یک اثر هنری است. عکس باید بتواند شما را به هم بریزد و احساسات تان را تحریک کند. ”

 

مترجم: سعیده فراهانی

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها