موضوعات مهم

بهترین عکس من: پاملا سینگ

بهترین عکس من: پاملا سینگ

ترجمه اختصاصی نوریاتو: پاملا سینگ عکاسی هندی است که تحصیلات خود در زمینه عکاسی را در مدرسه طراحی و مرکز بین المللی عکاسی در نیویورک به پایان رسانده است. او از کودکی مشغول عکاسی بوده و از ۲۰ سالگی به طور حرفه ای به این فعالیت پرداخته است. او تاکنون در نقاط زیادی از جهان از جمله هند، جنوب آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا عکاسی کرده است.

 

به گزارش مجله نوریاتو، پاملا سینگ در مصاحبه ای با گاردین از بهترین عکس خود می گوید:

 

روزگاری در سال ۱۹۹۴ در شهر کوچکی در هند به نام ورینداوان، اقامت داشتم. در آن روزها به دنبال خودم می گشتم. یکی از روزها به میدان خلوتی رفتم. ظهر بود و گرمای هند وحشتناک به نظر می رسید. زنی را دیدم که روی پارچه پشمی ای دراز کشیده بود. در پس زمینه این عکس، می توانید لباسی را مشاهده کنید. در آنجا، آن زن دراز کشیده بود.

 

به سمت زن حرکت کردم و دیدم که در حال مرگ است. او واقعا سالخورده بود و لحظات پایانی عمرش را سپری می کرد. هنگامی که گروهی از کودکان بالای سر زن رسیدند، من رفتم تا برای او آب بیاورم. آن کودکان درکی از اتفاق پیش رو نداشتند. فقط توضیح دادند که زنان مسن و بیوه ها اغلب به این مکان می آیند تا بمیرند.

 

گاهی اوقات این شهر را به عنوان شهر بیوه ها می شناسند. شهری که زنان بی خانمان را به خود جذب می کند. حدود ۱۵۰۰ نفر در آنجا زندگی می کنند و هر سال هزاران نفر دیگر نیز به آنجا سفر می کنند. در افسانه ها آمده که کریشنا، خدای عشق و محبت، دوران کودکی خود را در ورینداوان گذارنده است. زائران سالانه به این شهر می آیند و دور هم جمع می شوند تا احترام خود را به این الهه عشق نشان دهند.

 

بعضی از بیوه های این شهر را دختر بچه ها تشکیل می دهند. در برخی از استان های هند، دختربچه ها را به عقد مردانی بسیار بزرگتر از خودشان در می آورند. آنها اغلب زمانی که تنها ۱۰ سال دارند، بیوه می شوند. برای دورشدن از شرایط شان و رسیدن به آرامش به ورینداوان می آیند. برخی از آنها که خوش شانس تر هستند، در خانه های خیریه زندگی می کنند اما اکثر آنها در خیابان ها مشغول گدایی هستند. آنها فقط لباس های سفید می پوشند و سرشان را می تراشند.

 

اما با تمام این توصیفات، چیز زیبایی در مورد همه این زنان وجود دارد. آنها علی رغم سختی های غیرقابل تصوری که داشته اند، به زندگی معنوی خود به درستی ادامه می دهند.

 

من در یکی از آشرام های شهر (در دین هندوها محلی دور افتاده و آرام که گروهی از هندوان در آنجا به طور ساده زیست و عبادت می کنند) اقامت داشتم. در آنجا با زنی محلی دوست شده بودم که نزدیک ۱۰۰ سال داشت. هیچ دندانی نداشت و به نظر می رسید چیزی به جز شیر نمی تواند بخورد. هر ماه مقداری پول به مرد شیر فروش پرداخت می کردم تا آن زن بتواند هر وقت که شیر نیاز دارد، یک لیتر بنوشد. او هر روز در خیابان ها راه می افتاد و من هم اغلب دنبالش راه می افتادم.

 

هیچ ماشینی در شهر اجازه عبور نداشت برای همین هر روز پای پیاده مسافت زیادی را طی می کردم و او را دنبال می کردم. او به من شیوه جدیدی از نگریستن به مردمانی که در خیابان راه می رفتند را آموخت. از طریق چشم های او، چیزهای زیادی را دیدم. آن زن زندگی سختی را تجربه کرده بود اما اصلا انسان بدخلقی نبود. برعکس زن شیرینی بود.

 

اگرچه آن روز فقط من و آن زن در حال مرگ، آنجا حضور داشتیم اما سکوت غریبی حکم فرما شده بود. در یک لحظه میمون ها در سمت راست عکس ظاهر شدند و در لحظه بعد زن از دنیا رفت. احساس عجیبی بود اما در فلسفه شرق این حس معنای خاصی دارد. همان طور که برخی از بودایی ها و هندوها در سرمای کوه مقدس کایلاش در تبت هلاک می شوند، این زنان نیز زیر گرمای خورشید از دنیا می روند.

 

برای مقامات محلی پیغامی فرستادم تا جسد او را از آنجا ببرند. در حالیکه منتظر نشسته بودم، چشمانم به سمت دروازه ای در گوشه میدان کشیده شد. سرگردان شده بودم و دوربین لیکا کوچکم را بیرون کشیدم. آرامش آن صحنه با من سخن می گفت و باعث شد تا این عکس را در حالیکه خودم را در گوشه از آن قرار داده بودم، به تصویر بکشم. آن دروازه مانند نقطه اتصال مرگ و زندگی بود. من شاهد بودم که این زن از دروازه عبور کرد و از دنیا رفت.

 

پاملا سینگ

 پاملا سینگ مجله عکس نوریاتو

تولد: دهلی نو ۱۹۶۲

 

دانش آموخته: عکاسی در مرکز بین المللی عکاسی در نیویورک

 

تحت تاثیر: جولیا مارگارت کامرون، آنا مندیتا، ریچارد لانگ

 

بهترین دستاورد: راه پیدا کردن آثارم به موزه در اوایل دوران فعالیت حرفه ای

 

بدترین دستاورد: اینکه دیگر به آن آشرام نمی روم.

 

توصیه کلیدی: از درون تان عکاسی کنید و اوقات خوبی داشته باشید.

 

مترجم: سعیده فراهانی

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر