بهترین عکس من: پائولو ونچورا

پائولو ونچورا مجله عکس نوریاتو
بهترین عکس من: پائولو ونچوراReviewed by نوریاتو on Jul 12Rating: 5.0بهترین عکس من: پائولو ونچورا |عکاس ایتالیایی | بزرگترین عکاسان جهان | مجله نوریاتوپائولو ونچورا در سال 1968 در میلان، ایتالیا متولد شد. کارهای او در موزه ها و گالری های خصوصی بی شماری در سراسر جهان به نمایش درآمده است.

ترجمه اختصاصی نوریاتو: پائولو ونچورا در سال ۱۹۶۸ در میلان، ایتالیا متولد شد. کارهای او در موزه ها و گالری های خصوصی بی شماری در سراسر جهان به نمایش درآمده است.

 

به گزارش مجله نوریاتو، پائولو ونچورا در مصاحبه ای با گاردین از بهترین عکس خود می گوید:

 

سه سال پیش تصمیم گرفتم تا نیویورک را ترک کنم و به روستای کوچکی در توسکانی، جایی که در آن بزرگ شده بودم، برگردم. همسر آمریکایی من، کیم و پسر ۶ ساله ما به نام پریمو تا آن زمان هرگز به ایتالیا نرفته بودند. اگرچه روستا بسیار زیبا بود اما در برهوتی بی در و پیکر واقع شده بود. همه ما کمی شوکه شده بودیم.

 

باغچه ای در حیاط بود که از آن به عنوان استدیو استفاده می کردم. بعد از چند هفته، قطعه ای از سقف آن در وسط استدیو سقوط کرد. این اتفاق باعث شد تا در استدیو نور فوق العاده ای در روز ایجاد شود. در ابتدا نمی دانستم که چطور از این سوراخ استفاده کنم. بنابراین فقط شیشه ای را روی آن گذاشتم و پس زمینه ای که نور روی آن می افتاد را رنگ کردم.

 

ما تصمیم گرفتیم تا صحنه کوچکی را مانند تئاتر بسازیم. جایی که نور درخشانی می تابید و قرار بود تا به زودی در آن نمایشنامه های کوتاهی را بازی کنیم. در روز جمعه به ایده ها فکر می کردیم و سپس شرکت که همان خانواده ام بود در آخر هفته آنها را بازی می کرد. این کار می توانست کمی شبیه یک کابوس باشد به این علت که من انسان کمال گرایی هستم و زمانی که چیزی دقیقا به شکل صحیح اش اجرا نشود، ناامید می شوم. همسرم از این موضوع عصبانی می شود و پریمو هم بی حوصله و بی قرار می شود. اگرچه برای این کار مبارزه می کنیم اما کار لذت بخشی است.

 

پائولو ونچورا مجله عکس نوریاتو

صحنه را از چوب و مقوا ساختم و بعد آن را رنگ کردم. با وجود اینکه می خواهم عکس هایم تا حد امکان واقعی به نظر برسند اما در عین حال می خواهم کمی رویایی باشند. من علاقه ای به واقعیت ندارم- همه ما در حال حاضر در دنیای واقعی زندگی می کنیم و همین کافی است. برای بازی، لباس های محلی ای را پوشیدیم که چند سال قبل خریده بودم. وقتی که اولین اجرا را به پایان رساندیم، پریمو گفت از آن خوشش آمده  است. این پرده سه تایی که عکس آن را مشاهده می کنید، نشان دهنده این واقعیت است که ما همیشه در حال تلاش برای گفتن چیزی درباره خانواده هستیم. همسرم در این پرده نقش یک شعبده باز را داشت.

 

چیزی آرامش بخش در این جهان خیالی و درونی ای که خلق کردم، وجود دارد. چیزی که ما را از زندگی مان در میان این ناکجا آباد رها می کرد. فکر می کنم ایده این کار از کودکی ام نشات می گیرد. پدرم نویسنده کتاب کودک بود. او داستان پردازی فوق العاده بود. پدرم در خانه می ماند تا نقاشی بکشد و داستان بنویسد. بعد از شام همه دور میز آشپزخانه جمع می شدیم تا داستان های او را بشنویم. بعضی از داستان ها واقعی، بعضی خیالی و بعضی درباره خانواده مان در زمان گذشته بود.

 

من داستان هایی با فضای تیره و تار را دوست دارم.  گاهی اوقات در بازی مان، پسرم ناپدید می شد یا برادر دوقلویم را می کشتم. حتی یک بار همسرم را در بازی کشتم. حدس می زنم که شما می خواهید بگویید علت آن ترس من برای از دست دادن کسی است که دوستش دارم.

 

پائولو ونچورا

پائولو ونچورا مجله عکس نوریاتو

تولد: میلان، ۱۹۶۸

 

دانش آموخته: Fine Art از دانشگاه بررا، میلان، ایتالیا

 

تحت تاثیر: جورج سیمون، سائول استینبرگ و آنتونیو دانگی

 

بهترین دستاورد: کارکردن به تنهایی

 

بدترین دستاورد: کارکردن به تنهایی

 

توصیه کلیدی: اگر می خواهید به طور جدی عکاسی را دنبال کنید، معمولا به تنهایی به ماهیگیری بروید.

 

مترجم: سعیده فراهانی

دیدگاه شما