موضوعات مهم

تنها و بدون هیچ حمایتی با داعش روبرو می شدیم گفت و گوی اختصاصی نوریاتو با حسین ولایتی

تنها و بدون هیچ حمایتی با داعش روبرو می شدیم

نوریاتو: حسین ولایتی به عنوان عکاس خبری، تقریبا از همان ماه های آغازین حضور داعش در عراق به این کشور سفر کرد و تا واپسین عملیات های آزادسازی شهرها، برای پوشش خبری نبرد مقابل داعش حضور داشت. با توجه به این که هفته گذشته بالاخره پایان حضور داعش در عراق اعلام شد، با ولایتی درباره حضورش در مناطق جنگی گفت و گو کرده ایم.

 

به گزارش مجله عکس نوریاتو، حسین ولایتی با اشاره به این که از اواخر سال ۱۳۹۳ و بحبوحه اشغال بخش هایی از عراق به دست گروه تروریستی داعش همراه با نیروهای نظامی این کشور در مناطق عملیاتی حضور داشته است؛ به نوریاتو می گوید: «اولین عملیاتی که در آن حضور داشتم مربوط به منطقه عزیز بلد در نزدیکی سامرا می شد. آن زمان هنوز با شرایط آشنا نشده بودم و حضور پرقدرتی نداشتم. در این عملیات با فرمانده ای آشنا شدم به نام شهید حاج جواد علی حسناوی که مادرش ایرانی و پدرش عراقی بود، او در همان عملیات شهید شد و به این ترتیب من که رابطم را از دست داده بودم مجبور شدم به سرعت برگردم. بعد از شهید شدن این فرمانده ما تقریبا یک روز هم در محاصره بودیم.»

 

ولایتی در ادامه توضیح می دهد که بعد از این اتفاق او دوباره با برقراری ارتباط به عراق باز می گردد: «پس از بازگشتن به عراق، رمضان سال ۱۳۹۴ در عملیات آزادسازی فلوجه شرکت کردم، پس از آن هم در عملیات مقدماتی آزادسازی شهر موصل حضور داشتم، زمانی که نیروهای حشدالشعبی در حال آزادسازی شهرهای اطراف موصل و بعد هم خود این شهر بودند. بعد از موصل نیز شهر حویجه در نزدیکی کرکوک به دست نیروهای عراقی آزاد شد که در این عملیات نیز با نیروهای عراقی همراه بودم.»

 

بسیاری از اوقات جزو اولین نفرات وارد مناطق عملیاتی می شدیم

 

بحث عکاسی در مقابل داعش با عکاسی در جنگی که حداقل قوانین صلیب سرخ بر آن حاکم است متفاوت به نظر می رسد، بخصوص که گروه تروریستی داعش همواره سعی می کند چهره رعب آوری از خود در میان مردم بسازد؛ با توجه به این شرایط این عکاس خبری درباره انگیزه حضورش در چنین مناطقی این طور توضیح می دهد: «در مرحله اول یک عشق و علاقه خاصی در این باره لازم است. چون هزینه حضور در چنین مناطقی بسیار زیاد است و به راحتی ممکن است مجروح یا حتی کشته شوید. عقل سلیم در شرایط معمولی هیچ وقت حکم نمی کند که خودتان را در چنین شرایطی قرار بدهید و به خطر بیاندازید. در درجه دوم نیز احتیاط کردن نکته مهمی است و این که با محیط به اندازه کافی آشنا باشید.»

 

او درباره این که در زمان همراه شدن با نیروهای نظامی در عملیات مختلف، به عنوان یک عکاس تا چه حد جلو می رفته است، می گوید: «عرفش این است که وقتی با نیروهای نظامی همراه می شوید به عنوان خبرنگار یا عکاس، جزو نفرات دوم و سومی باشید که در منطقه مورد عملیات حاضر می شوید اما ما چون می خواستیم به اصل جریان بپردازیم و در متن ماجرا قرار بگیریم، همراه با نیروهای نظامی وارد منطقه می شدیم. بخصوص که می خواستیم لحظات اصلی را ثبت و ضبط کنیم. در واقع همیشه جزو اولین نیروها وارد منطقه می شدیم، در برخی مناطق نیز به عنوان نفرات دوم وارد منطقه می شدیم که اتفاقاتی نیز برایمان می افتاد.»

 

ولایتی درباره این اتفاقات نیز این طور توضیح می دهد: «خودروهای انتحاری داعش در عراق معروف هستند، یادم است در یکی از عملیات ها به ما اعلام کردند که یک خودروی انتحاری به ما نزدیک می شود. من به چشم دیدم که این خودرو به سمت ما می آید اما ماشین عقبی را انتخاب کرد و به آن برخورد کرد. ما شهدا را می دیدیم که به حالت بدی هم کشته شده بودند. در همان عملیات چندبار خمپاره در نزدیکی من اصابت کرد.»

 

حسین ولایتی مجله عکس نوریاتو

 

عکاس باید بداند چطور جان سالم به در ببرد

 

به گفته او یک عکاس برای حضور در مناطقی از این دست باید مهارت هایی برای حفظ جانش آموخته باشد: «به عنوان عکاس به مهارت های جنگی نیاز ندارید اما باید مهارت هایی برای حفظ جانتان آموخته باشید. مثلا بدانید وقتی خودروی انتحاری به سمتتان می آید چه حرکتی انجام دهید، وقتی در منطقه عملیاتی قرار می گیرید چه رفتاری داشته باشید یا زمانی که به شما حمله می شود باید بدانید چطور از محیط برای حفظ جانتان استفاده کنید. مثلا بتوانید محل مناسبی را برای پنهان شدن و در تیررس نبودن، پیدا کنید. در واقع مهارت های جنگی به کار شما نمی آید اما باید بدانید چطور خودتان را نجات دهید، مثلا بدانید اگر برایتان اتفاقی افتاد و احیانا زخمی شدید چطور در همان مراحل اولیه جلوی خونریزی را بگیرید.»

 

او با اشاره به این که بارها اتفاقات مخاطره آمیزی نیز برای خود او افتاده بود اما سخت ترین لحظات به زمان هایی باز می گشت که تلفات جانی یک عملیات را به چشم می دید؛ ادامه می دهد: «سخت ترین لحظه ها زمان هایی بود که نیروها مجروح یا شهید می شدند. همان کسانی که تا چند ساعت پیش با آن ها عکس یادگاری می گرفتیم حالا ممکن بود شهید یا مجروح شده باشند که این برای من خیلی سخت بود. از طرف دیگر وقتی می دیدم که مردم آواره شده اند یا کودکانی را مشاهده می کردم که پدر و مادرشان را از دست داده بودند، برایم بسیار سخت بود. مثلا یکی از صحنه هایی که در ذهنم ثبت شد، دختر بچه ای است که همه خانواده اش را از دست داده بود و در خانه ای منتظر بود که عمویش بیاید و او را با خودش ببرد. این صحنه برای من خیلی گران تمام شد؛ این اتفاقات بسیار سخت تر از لحظاتی بود که برای خودم مسئله ای پیش می آمد.»

 

با این حال او به عنوان عکاس باید روحیه اش را برای ادامه کارش حفظ می کرد که در این باره نیز این طور می گوید: «وقتی شما رسالتی داشته باشید مثل این که برای بازگو کردن حقیقت به این منطقه آمده اید، همین موضوع به شما برای ادامه دادن کارتان در هر شرایطی انگیزه می دهد و هر اتفاقی که بیافتد سعی می کنید خودتان را به حالت عادی برگردانید. البته گاهی اوقات کنترل از دستتان خارج می شود، لحظاتی می شد که من بی اختیار می نشستم و گریه می کردم. البته در این اوقات هم با توجه به این که راهی برای من باز شده تا در این جا باشم و اتفاقات را پوشش بدهم، دوباره خودم را به حال عادی باز می گرداندم. در این شرایط عکاس نماینده یک رسانه است و همه منتظرند تا ببیند چه تصاویری از سوی او مخابره می شود.»

 

اولین اشتباه، آخرین اشتباهتان خواهد شد!

 

ولایتی که مدتی طولانی همراه با نیروهای عراقی در عملیات مختلف حضور داشته است؛ در توصیه به عکاسانی که می خواهند در چنین شرایطی کار کنند، این طور می گوید: «در مرحله اول این که باید بتوانید جان خودتان را حفظ کنید، این مهم ترین نکته است. در درجه دوم حفظ خونسردی بسیار مهم است چون در این مناطق عجله کردن باعث اولین و آخرین اشتباهتان خواهد شد. مخصوصا تله های انفجاری می تواند برای عکاسان بسیار خطرناک باشد. یادم می آید اولین باری که وارد یکی از خانه ها شدم تازه با خطرات این تله های انفجاری که کار گذاشته می شوند، آشنا شدم و در شرایط خطرناکی قرار گرفتم. وقتی شهری آزاد می شود نمی توان بلافاصله وارد خانه ها شد بلکه باید یک تیم پاکسازی، تله های انفجاری را شناسایی کند و از کار بیاندازد تا منطقه برای رفت و آمد امن شود.»

 

این عکاس ادامه می دهد: «نکته ای که در درجه سوم بیشترین اهمیت را دارد، توانایی عکاس در ثبت لحظات است تا بتواند هر آنچه می خواهد را در لحظه اجرا کند چون در چنین موقعیت هایی جایی برای امتحان و آموزش وجود ندارد. باید عکاس خود را به درجه بالایی از آمادگی برساند تا وقتی در موقعیت قرار می گیرد بتواند بهترین استفاده را از لحظه بکند که این کار بسیار سختی است و شاید خود من هم نتوانسته باشم این نکته را به طور کامل اجرا کنم. به هر حال عکاس باید بتواند بیشترین استفاده را از لحظه ای که در آن قرار دارد بکند.»

 

او صحبت هایش در این باره را اینطور ادامه می دهد: «نکته مهم دیگر این است که عکاس به منطقه آشنا باشد و با نیروهایی که به منطقه اعزام می شوند در ارتباط باشد تا بداند قرار است به چه شکل عمل شود. مثلا ممکن است مناطقی باشند که عکاس حق حضور در آن ها را ندارد که باید از قبل در این باره آگاهی داشته باشد. همانطور که گفتم در مرحله اول حفظ جان عکاس مهم است، اما ممکن است گاهی اوقات برای رسیدن به یک لحظه خاص ریسک کنید که این هم به علاقه شما به عنوان عکاس باز می گردد.»

 

در جنگ با داعش هیچ قانونی جز بی رحمی وجود نداشت

 

با توجه به این که یکی از ابزارهای داعش برای اشغال شهرها و ایجاد رعب و وحشت، بی رحمی بی حد و حصری است که به خرج می دهند، از ولایتی درباره تفاوت عکاسی در جبهه های جنگ در مقابل عکاسی در مواجهه با یک گروه تروریستی مثل داعش می پرسیم که این طور پاسخ می دهد: «من قبل از این تجربه عکاسی جنگ نداشتم، اما درباره عکاسی در هشت سال دفاع مقدس چیزهایی می دانستم و مطالعه کرده بودم اما در مقابل گروهی مثل داعش شرایط نابرابری حاکم بود. در شرایط جنگی معمولی زدن غیر نظامیان یا خبرنگاران و بیمارستان ها و… غیر قانونی است اما کشتن مردم معمولی افتخار داعش است و هیچ قانونی برقرار نیست. حتی به خاطر دارم که در عملیات حویجه که اخیرا به پایان رسید یکی از مراکز درمانی را نیز منفجر کرده بودند و حتی در این مراکز تله های انفجاری کار می گذاشتند. داعش تمام سازه ها را نیز خراب می کرد، در صورتی که در شرایط جنگی که برخی از قوانین حاکم است چنین اتفاقاتی با شدت بسیار کمتری روی می دهد.»

 

به گفته او، هیچ اصول و قوانینی در جنگ مقابل داعش وجود ندارد و تنها بی رحمی حاکم است: «مثلا اگر کسی مجروح شده باشد در جنگ های دیگر به کسی که برای کمک به او می آید شلیک نمی کنند، اما وقتی کسی در عراق مجروح می شد افراد داعش آنقدر منتظر می ماندند تا کسی برای کمک بیاید و او را هم بزنند.»

 

عکاسان خارجی با تجهیزات کامل و ما با هزار التماس به مناطق عملیاتی می رفتیم

 

او درباره خطراتی که برای یک عکاس در چنین موقعیت هایی وجود دارد نیز این طور می گوید: «مثلا در شهر موصل به خاطر دارم زمانی احمد جاد الله عکاس رویترز نیز در کنار من بود، یک نارنجک درست در کنار ما منفجر شد و او از ناحیه پا مجروح شد.»

 

ولایتی ادامه می دهد: «آژانس های عکاسی بین المللی عکاسان محلی دارند که بیشتر برای عکاسی به آن ها سفارش می دادند اما برای برخی از اتفاقات و موقعیت های خاص عکاسی را به محل اعزام می کنند، مثلا در یکی از عملیات ها عکاس AP ، فیلیپه دانا نیز به منطقه آمده بود. دقیقا در همان شرایط که ما با هزار زحمت و التماس به نیروهای مختلف، خودمان را به منطقه می رساندیم عکاسان آژانس های اروپایی با حمایت رسانه شان و تجهیزات کامل وارد منطقه می شدند که همیشه همراه آن ها یک فیکسر (هماهنگ کننده محلی) نیز حضور داشت و آن ها را دقیقا به محلی که می خواستند می رساند. خیلی راحت به منطقه می آمدند، خودرو در اختیارشان بود و جلیقه های ضدگلوله داشتند، اینترنت پرسرعت ماهواره ای و تجهیزات دیگر نیز در اختیارشان بود و واقعا از لحاظ حمایت و داشتن تجهیزات مشکلی نداشتند.»

 

او وضعیت عکاسان ایرانی با عکاسان آژانس های بین المللی را این طور مقایسه می کند: «اما ما تنها متصل می شدیم به یک گروه نظامی مثل حشدالشعبی که ایرانی ها را می شناختند و با آن ها همراه می شدیم، یعنی کسی حمایتی نمی کرد تا اگر اتفاقی برای عکاس افتاد حتی او را برگرداند یا به هر صورت دیگر از او پشتیبانی کند. خبرگزاری نهایتا هزینه ای در اختیار عکاس قرار می دهد که تنها خرج و مخارج رفت و آمد سفر را تامین می کند؛ ما به هر حال با چنین محدودیت هایی نیز مواجه بودیم.»

 

 

گفت و گو از مرضیه قزوینی زاده

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها