موضوعات مهم

ابراهیم حیدری: به خاطر بی قدر شدن عکاسی مستند، تسلیت می گویم در همایش 10 روز با عکاسان مطرح شد:

ابراهیم حیدری: به خاطر بی قدر شدن عکاسی مستند، تسلیت می گویم

نوریاتو: روز گذشته ابراهیم حیدری و ابراهیم نورزی عکاسان با سابقه مستند، نشستی صمیمانه با عنوان «ایده پردازی در عکاسی مستند» را در گالری تابستان خانه هنرمندان برگزار کردند که  از سلسله نشست های انجمن ملی عکاسان، در جریان همایش ۱۰ روز با عکاسان است. البته با توجه به ازدحام جمعیت و حضور عکاسان برجسته که به صورت سرپا مباحث را دنبال می کردند، حیدری به انتقاد از وضعیت برگزاری این نشست پرداخت و به خاطر بی قدر شدن عکاسی مستند به بزرگان این حوزه تسلیت گفت.

 

به گزارش مجله عکس نوریاتو، در ابتدای این نشست سه اثر مالتی مدیا برای حاضران پخش شد که آثاری از عکاسان شناخته شده ای چون اد کاشی، تیم هترینگنون و مگی استبر را در بر می گرفت. ابراهیم نوروزی پس از نمایش این آثار درباره موضوع آن ها این طور توضیح داد: «قصه هایی که محور اصلی تولید این آثار هستند قصه هایی هستند که از دورن می آیند، درست است که در زندگی شخصی مااتفاق نیفتاده اند اما همه ما درگیر آن هستیم.»

 

باید بدانیم در زندگی به دنبال چه چیزی هستیم

 

ابراهیم نوروزی نیز صحبت هایش را با طرح سوالاتی اساسی درباره دلیل فعالیت در حوزه عکاسی آغاز کرد و گفت: «همه ما به عکاسی مستند علاقه مند هستیم اما قبل از پرداختن به این موضوع باید به این سوال پاسخ دهیم که در زندگی مان به دنبال چه چیزی هستیم؟ چرا عکاسی را انتخاب کرده ایم؟ اگر می خواهیم موفق شویم باید صاحب نگرش و جهان بینی خودمان باشیم، ما در واقع می خواهیم با مدیوم عکاسی حرف بزنیم.»

 

این عکاس با اشاره به این که بارها عکاسانی به سراغ او آمده اند اما نمی دانستند دقیقا به دنبال چه چیزی هستند، ادامه داد: «ما دچار سردرگمی هستیم و درون خودمان به نتیجه درستی نرسیده ایم. وقتی پاسخی برای این سوالات داشته باشیم به جواب های دیگر هم می رسیم. فکر می کنم لازم است قبل از عکاسی به این سوال ها پاسخ داد.»

 

عکاسی مستند ابراهیم حیدری ابراهیم نوروزی مجله عکس نوریاتو

 

نوروزی در ادامه گفت: «ما برای این که حرف بزنیم اول باید حرفی داشته باشیم و توانسته باشیم دنیای پیرامونمان را عمیق ببینیم. چون معمولا ما به سطح بیشتر دقت می کنیم، اما گر پاسخ این سوالات را داشته باشیم خیلی بهتر عمل می کنیم.»

 

به گفته او، پاسخ دادن به این چراهای اساسی به ما کمک می کند که بدانیم چرا از یک سوژه خاص عکاسی کرده ایم: «البته هرکس باید خودش به نتیجه برسد و باید خودش باشد نه دیگری؛ منظورم در همه وجوه است، هم در زندگی شخصی و هم در عکاسی. در این صورت به سمت عکاسی مستند می رویم، عکاسی مستند وسیله ای است برای حرف زدن اما وقتی شروع به عکاسی می کنیم ادای عکاسان معروف را در می آوریم. این را به خاطر داشته باشید که اگر هنرمندی مثل ونگوگ قرار بود ادای دیگران را دربیاورد دیگر ونگونگ نمی شد و تنها یک نقاش کپی کار باقی می ماند. او نمی خواست دنیا را به شکل رئال ببیند و به همین دلیل کسی او را جدی نمی گرفت اما به سلیقه دیگران کاری نداشت و راه خودش را ادامه داد.»

 

نوروزی با تاکید بر این که در عکاسی مستند و جنبه های دیگر زندگی باید هرکسی باید خودش باشد، ادامه داد: «به صورت منطقی و درست خودمان باشیم. وقتی دغدغه های خودمان را دنبال کنیم، سوژه می تواند از آن خودمان باشد. واقعا این مثل قدیمی درست است که هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند، اگر عکس های شما از دل برنیامده باشد جدی هم گرفته نمی شود. این موضوع فقط مختص ما هم نیست، چند وقت پیش من در نمایشگاه پاریس فوتو ۲۰۱۷ نیز حاضر شده بودم و وقتی در آن نمایشگاه نیز قدم می زدم دغدغه خیلی کمی در آثار دیده می شد و خیلی سطحی با موضوع برخورد شده بود و عمقی در آن دیده نمی شد.»

 

فرم را می توان کپی کرد اما تفکر را نه!

 

در ادامه این پرسش مطرح شد که می توان با عکاسی شبیه به عکاسان بزرگ برای گرفتن عکس های بهتر تلاش کرد، نوروزی در این باره پاسخ داد: «شاید نکته خوبی نباشد اما خود من عکاسی را از دیدن عکس یاد گرفته ام، استادان من عکس های عکاسان و مطالعه کتاب بوده است. به نظرم یاد گرفتن از کار بزرگان ایرادی ندارد و با نگاه کردن به عکس های آن ها می توانید یاد بگیرید که چطور دنیا را می دیدند. سعی کنید روش کار آن ها را یاد بگیرید نه این که چطور قاب می بستند.»

 

حیدری در ادامه پاسخ متفاوتی به این پرسش داد و گفت: «اگر شما قرار باشد نچوی را کپی کنید در بهترین حالت یک کپی خوب از این عکاس می شوید، در حالی که اصل ماجرا وجود دارد. علاوه بر آن باید ببینید ما چرا نچوی را دوست داریم، چون عکس های او برآمده از یک تفکر است و طی سال ها عکاسی در مواقع بحرانی به وجود آمده است، آن عکس متعلق به آن آدم است، ما می توانیم فرم را کپی کنیم اما تفکر را نمی توان کپی کرد. البته من کپی کردن آثار عکاسان بزرگ به عنوان سیاه مشق را قبول دارم.»

 

عکاسی مستند ابراهیم حیدری ابراهیم نوروزی مجله عکس نوریاتو

 

حیدری با اشاره به این که عکاسان به ندرت تحصیلات آکادمیک در این باره دارند، صحبت هایش را اینطور ادامه داد: «فرم های بصری انتخابی هرکس، برآمده از تجربه زیسته اوست. مثلا زمانی که من یا کسی که در خاورمیانه زندگی کرده است بخواهد درباره مرگ عکاسی کند، شاید بتواند بهتر از نچوی درباره آن فکر کند چون برای این عکاس مرگ همواره برای همسایه بوده است، او در تشییع پیکر برادر یا پدرش که در جنگ قربانی شده، شرکت نکرده است.»

 

نوروزی در ادامه به این موضوع پرداخت که اگر خودمان برای خودمان ارزش قائل نباشیم نمی توانیم انتظار داشته باشیم دیگران هم برای ما ارزش قائل باشند: «وقتی ما به عنوان عکاس مستند فعالیت می کنیم یعنی حرفی برای گفتن داریم اما وقتی دست به کپی کاری می زنیم با این هدف منافات زیادی دارد.»

 

از نظر این عکاس نباید به قضاوت دیگران نیز اهمیت داد: «باید در عکاسی مستند دغدغه داشته باشیم، نه این که ادای دغدغه داشتن را در بیاوریم. هرچقدر هم که بخواهیم ادای دغدغه مندی را در بیاوریم بازهم مخاطب اثر ما متوجه می شود. برای من پیش آمده که موضوعی ذهنم را درگیر کرده و فکر کردم باید درباره آن کار کنم. متوجه شده ام که نمی توانم آن را فراموش کنم، بارها شده که نیمه های شب درباره آن نوشته ام و بعد سعی کرده ام بخوابم تا فردا به کارهای دیگرم برسم اما تا ساعت ها باز در رخت خواب به این موضوع فکر کرده ام. در این طور مواقع دیگر کار کردن برای این سوژه دست من نیست، ناخواسته اتفاق می افتد و چنین اتفاقی به خاطر نگرش شما می افتد. در واقع وقتی به آن چراها پاسخ داده باشید، دیگر کسی به شما یاد نمی دهد که چطور عکاسی کنید. خودتان می دانید که چطور عکس بگیرید و راه برایتان روشن می شود.»

 

به استادان حوزه عکاسی مستند تسلیت می گویم

 

با توجه به این که در ادامه نشست استادان برجسته عکاسی مثل محسن شاندیز نیز به جمع اضافه شدند اما بخش بسیاری از جمعیت برای حضور در این نشست سرپا ایستاده بودند، حیدری در ادامه صحبت هایش به تندی از این وضعیت انتقاد کرد و گفت: «هرچه می گذرد خجالت من بیشتر می شود. من از طرف انجمن ملی عکاسان از شما استادان معذرت می خواهم و به شما تسلیت می گویم که عکاسی مستند اینقدر بی قدر شده که حتی یکی از سالن های خانه هنرمندان به این نشست ها اختصاص پیدا نکرده است. ظاهرا عکاسی ایران همینقدر بی ارزش شده است که در مراسمی متعلق به عکاسی که نام «۱۰ روز با عکاسان ایران» بر آن است، با چنین وضعیتی مواجه هستیم.»

 

 

نوروزی در ادامه به بحث ایده پردازی در عکاسی مستند پرداخت و گفت: «وقتی بدانید چرا می خواهید به سراغ یک موضوع بروید از قبل مجموعه تان بسته می شود. باید جلوی هر اتفاقی یک «که چی؟» بگذارید. این کار را می کنید که چه بشود؟ منظور این نیست که همین الان فکر کنید و به جواب برسید، گاهی یک ایده شروع می شود و در ادامه ۱۸۰ درجه با آن چه بود تفاوت می کند و زاویه های دیگر باز می شود. همین که ایده اولیه به ذهنتان رسید نباید دوربین را بردارید و عکاسی کنید باید سعی کنید به آن عمق ببخشید. هر فریم شما باید دلیلی داشته باشد و سعی کنید حرف زیادی نزنید، بدانید می خواهید چه بگویید و عکس ها را چطور کنار هم بچینید.»

 

به همه چیز یک عکس باید قبل از گرفتن آن فکر کرد

 

نوروزی در ادامه با اشاره به این که تنها آموزش واقعی او، سه دقیقه ای است که پای صحبت های محسن راستانی نشسته است، گفت: «وقتی می خواهیم مجموعه تولید کنیم باید شناخت و مطالعه داشته باشیم و درست مثل یک فیلم که با فیلم نامه جلو می رود عمل کنیم. محسن راستانی در سال ۸۳ در آن سه دقیقه به من گفت قبل از گرفتن عکس باید فکر کرد، تصویرسازی کرد و بعد با میزانسن و حساب شده عکاسی کرد. به همه چیز یک عکس باید قبل از گرفتن آن فکر کرد.»

 

البته حیدری در ادامه با اشاره به این که روش نوروزی بسیار شخصی است و نباید از نقش مهم آموزش غافل شد، گفت: «ما ایرانی ها اصولا یک عادتی داریم که خودمان از ابتدا آتش و چرخ را اختراع می کنیم و کار را ادامه می دهیم. آموزش و استفاده از تجربیات دیگران بسیار مهم است. این آموزش می تواند از طریق آکادمیک یا با مطالعات و پژوهش شخصی اتفاق بیافتد، اما اگر از تجربیات گذشتگان استفاده نکنیم چون از آن ها درس نگرفته ایم مجبوریم تمام ناکامی هایشان را تکرار کنیم. چه برسد به این که اصلا به سراغشان نرفته ایم یا یک پله عقب تر اصلا به رسمیت نشناخته ایم.»

 

چرا همه عکس های ما را انگار یک نفر گرفته است؟

 

حیدری در ادامه به موضوع قابل توجهی اشاره کرد: «دوست محققی در هسلینکی فنلاند دارم که بر روی پایان نامه اش با موضوع عکاسی کار می کند و به همین دلیل درباره عکاسی ایران در سی سال اخیر تحقیق می کند. البته در این تحقیق بیشتر وجود غیر هنری (فاین آرت) یعنی فوتوژورنالیسم و عکاسی مستند را مورد توجه قرار داده است. به تازگی سوالی از من کرده است که با وجود پاسخ دادن، اما صادقانه بگویم هنوز به خاطر آن متعجبم. او حدود ۱۲ هزار فریم عکس از عکاسان ایرانی در سال های اخیر دیده است و کتاب ها و آثار حضور یافته در آرت فرها را مورد بررسی قرار داده است و یک سوال مهم از من پرسید: «چرا عکس های شما شناسنامه ندارند؟ وقتی عکس ها را نگاه می کنیم انگار همه را یک نفر گرفته، تفاوت خاصی ندارند وهمه شبیه به همند. پس تشخص عکاسانه کجاست؟» واقعا بعد از سوال او به فکر فرو رفتم. چرا باید همه عکس های ما شبیه به هم باشد؟ چرا عکس های بیجار ۵ سال پیش با عکس های بیجار امسال و سال های بعد تفاوت ندارد؟ چرا ما همه از پیش فرض های کلیشه ای بهره می گیریم و با همین پیش فرض ها با دنیا مواجه می شویم؟»

 

او همچنین به اهمیت کپشن نویسی و داشتن استیتمنت نیز اشاره کرد و این نظریه که ما تنها با عکس هایمان حرف می زنیم را ناقص دانست. به گفته او باید به این موضوع نیز توجه داشت که هرکس یک سفارش دهنده نیز دارد، از خود عکاس گرفته تا آژانس های خبری دنیا: «باید بدانیم می خواهیم چه چیزی ببینیم. به قول تروفو همه قصه های دنیا گفته شده است و مسئله امروز چطور قصه گفتن است. ما قرار است با مدیای تصویر صحبت کنیم. من همیشه می گویم عکاسی یک زبان است، در مورد فارسی می توان گفت میلیون ها نفر به این زبان صحبت کرده اند اما یک نفر حافظ شده است. ابزارهای این زبان نیز نور، ترکیب بندی، رنگ و… است که به ما کمک می کند عکس را زیبا ارائه دهیم. من فکر می کنم سخت ترین کار دنیا دروغ گفتن در عکاسی است. چون من واقعی ما در این زبان عریان می شود.»

 

عکاسی مستند ابراهیم حیدری ابراهیم نوروزی مجله عکس نوریاتو

 

این که چطور دغدغه ها را به فرم های بصری تبدیل کنیم بزرگترین مشکل ماست

 

در ادامه با توجه به این که بحث انتقال دغدغه ها به تصویر پیش آمد، حیدری در این باره نیز گفت: «این که چطور دغدغه ها را به فرم های بصری تبدیل کنیم بزرگترین مشکل ماست. برای انتقال یک مفهوم انتزاعی تصاویر بسیاری می تواند خلق شود اما این تجربه زیستی هر فرد است که مشخص می کند این ایده به چه فرم بصری ای تبدیل شود. مثلا من معتقدم با پرتره می توان همه چیز را درباره یک انسان گفت. اگر در موقعیت مناسب واکنش مناسبی از او بگیرید.»

 

نوروزی نیز در پایان به این موضوع اشاره کرد که مجموعه عکس خوب در واقع ترکیبی از داستان خوب به علاوه عکس های خوب است: «باید عکس ها را به خوبی انتخاب کنیم، همیشه سعی کنیم کم گوی و گزیده گوی را در نظر داشته باشیم، هم موقع گرفتن عکس به ارائه آن دقت کنیم و هم موقع چیدن عکس ها در کنار هم. البته داستان خوب صرفا نوشتن یک استیتمنت خوب نیست. گاهی در گالری ها می بینیم که استیتمنت نوشته شده برای یک مجموعه عکس فلسفه محض است، اما عکس ها را که می بینی اثری از آن نیست و استیتمنت و مجموعه هیچ ربطی به به هم ندارند. بعضی شنیده اند که باید برای مخاطب چالش ایجاد کرد اما منظور این نیست که این چالش را به وسیله استیتمنت به وجود آورید. در این حالت از عکس و استیتمنت استفاده ابزاری شده است.»

 

گزارش از مرضیه قزوینی زاده

عکس ها از یاسین زرین کام

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نظرات کاربران ( 2 نظر )
  • نسیم ناصری 2017-12-15 در 18:22

    واقعا خوشحالم کسانی هستند که درد عکاسهای مستند را می فهمند

    پاسخ دادن
  • سعید فاطمی 2017-12-25 در 02:13

    درود به شرف استاد حیدری، من این گزارش را امشب دیدم و واقعا حسرت خوردم که چرا توفیق حضور در این ورکشاپ ارزشمند را نداشتم

    پاسخ دادن

پربازدیدترین ها