موضوعات مهم

عکاسان و فیلمبرداران اولین آسیب‌دیدگان جنگ هستند نشست تخصصی عکاسی جنگ-3

عکاسان و فیلمبرداران اولین آسیب‌دیدگان جنگ هستند

نوریاتو: نشست تخصصی عکاسی جنگ در حاشیه نمایشگاه «آتش سرد» با حضور چهره‌های شناخته‌شده‌ای چون علی فریدونی، بهرام محمدی‌فرد، ساسان مویدی و عربعلی هاشمی ۳۰ بهمن‌ماه در گالری سلام برگزار شد. بخش سوم از گزارش این نشست را در ادامه می‌خوانید.

 

به گزارش مجله عکس نوریاتو، نمایشگاه «آتش سرد» برگیرنده بیش از ۱۰۰ عکس دیده نشده از جنگ هشت ‌ساله ایران و عراق است که توسط احمدرضا نوری و جاسم غضبان ‌پور گردآوری شده است. روز دوشنبه ۳۰ بهمن‌ماه نشستی با حضور احمدرضا نوری و چهار عکاس شناخته‌شده جنگ علی فریدونی، بهرام محمدی‌فرد، ساسان مویدی و عربعلی هاشمی در گالری سلام برگزار شد.

 

یکی از نوشته‌هایی که در نمایشگاه توجه را به خود جلب می‌کند، این جمله است: «مهم نیست این جسد مربوط به کدام جبهه جنگ است، مهم این است که او یک انسان است»، در ادامه نشست یکی از حاضران با اشاره به این نوشته پرسید: «شما عکاسان مستند با روایت صادقانه خود، نگاه انسانی مردم به جنگ را تقویت کردید، البته همچنان کسانی هستند که روی واقعی جنگ را نمی‌بینند و به دلایلی بر طبل جنگ می کوبند، البته بخشی از وظیفه شما در آن زمان این بود که جنگ را حماسی و پرافتخار نشان دهید، آیا دیدن حقیقت جنگ که خبری از شکوه در آن نبود شما را آزاد نمی‌داد؟ آیا این تضادی در تصویری که ارائه می‌کردید و واقعیت جنگ شما را دچار تعارض نمی کرد؟»

 

ساسان مویدی در پاسخ به این سوال گفت: «ما ایرانی بودیم و نمی‌دانستیم در جبهه دیگر جنگ چه خبر است، ما موشک هایی را که اینجا می‌خورد ثبت می‌کردیم. البته ما در ایران با اسرا حالت تهاجمی نداشتیم، خود من سه روز با آن‌ها زندگی کرده‌ام. اردوگاه بعثی‌ها جدا بود و عده‌ای نظامی بودند و به اجبار در جنگ شرکت داده شده بودند، خانه هنرمندان امروز آن‌زمان پادگان بود و این‌ها آنجا زندگی می‌کردند. حتی یک سال در میان شرایطی پیش می‌آمد که آن‌ها با خانواده‌های خود دیدار کنند. همان‌طور که خیلی‌ها هم در ایران سرباز بودند و دوست نداشتند به جبهه بروند ولی بسیجی‌ها با جان و دل روی مین می‌رفتند.»

 

 

فریدونی نیز در تکمیل صحبت‌های مویدی این‌طور گفت: «ما جنگ طلب نبودیم جنگ به ما تحمیل شد. جنگ چیزی جز خشونت و کشتار عاید هیچ کشوری نمی‌کند. ما انقلابی نوپا داشتیم غرب و شرق دست به دست هم دادند تا ما را از بین ببرند، بخصوص که ارتش ما پاکسازی شده بود و نیروی منسجمی برای جنگیدن نداشتیم، مردم مثل خود من که شهرستانی بودم، از روستاها و شهرستان‌ها داوطلب شدند و به جبهه آمدند. من با وجود اینکه متاهل بودم به جای اسلحه دوربین به دست گرفتم و به خط مقدم رفتم. چون تکلیفی شرعی و الهی بود. بیشتر حاضران این جلسه هم سن و سال بچه‌های من هستند و شاید آن زمان بدنیا نیامده بودند. شما نمی‌دانید چه جنایتی در بستان اتفاق افتاد، وقتی دو کشور مسلمان را به جان هم انداختند. به خاطر دارم که شبانه حمله کردند و یک دبیرستان دخترانه را قتل عام کردند و به آن‌ها تجاوز کردند و در گورهای دسته جمعی خاکشان کردند. پس ما دفاع کردیم. از پیرزنی که یک تخم مرغش را به جبهه فرستاد تا پیرمردی که اسلحه به دست گرفت و به جبهه آمد تا به جوان‌ها روحیه بدهد و بتوانند از ناموس و کشورشان دفاع کنند همه صلح طلب بودیم.»

 

فریدونی صحبت‌هایش را این طور ادامه داد: «درست است، عکاسانی از لشگرها و تیپ‌های نظامی بودند که فقط برای پوشش منطقه خودشان می‌آمدند و عکس‌هایشان تا به امروز منتشر نشده‌اند، ولی ما که عکاسان مطبوعاتی بودیم هرچه ثبت می‌کردیم در اختیار سردبیرانمان بود. جوانترها می‌گویند شما از جنگ قهرمان سازی کردید در حالیکه آن زمان روال کار این‌طور بود تا بتوانیم نیرو جذب کنیم و جنگ را به نفع خودمان تمام کنیم و ما بابت از دست ندادن یک وجب از خاکمان مدیون این شهدا و رزمندگان جنگ هستیم.»

 

مویدی اضافه کرد: «مثلا قبر خواهران غریب معروف است. تحقیق کنید و ببینید چه بلایی بر سر آن ۱۷ دختر آمد. ۸ سال پیش وارد فضای مجازی شدم و یک عکس از جنگ گذاشتم و دیدم جوان‌ها استقبال می‌کنند؛ البته فکر می‌کردم به من توهین می‌شود ولی دیدم جوان‌ها می‌خواهند این عکس‌ها را ببینند. در انجمن عکاسان باز است، بیایید داخل این ۸ سال را ببینید.»

 

مویدی در ادامه با اشاره به بخشی از صحبت‌های فریدونی گفت: «آقای فریدونی مدیون رزمنده‌هاست و من مدیون زن و بچه‌ام هستم. بیایید از نزدیک واقعیت ما را ببینید که چه دیوانه هایی هستیم. اصلا بزرگ شدن بچه‌هایم را ندیده‌ام و همه ما به نحوی خرد شده و شکسته هستیم. از طرف دیگر جنگ هنوز هم ادامه دارد، هر سال چند بچه هم در این طرف و هم در آن طرف روی مین می‌روند. امروز قصه چند بچه را شروع کرده‌ام و چنان روی من تاثیر گذاشته که دیوانه شده‌ام. من همیشه خودم را به جای سوژه‌ها می‌گذارم و می‌توانم این را تحمل کنم. ولی الان نمی‌توانم جای صلاح باشم که جفت چشمشان تخلیه است و هر دو دستش از مچ قطع شده است. همسن شماهاست و متولد ۶۵ است این بچه به جنگ ربطی نداشت، برای دورهمی رفته بودند که روی مین رفت. عشق دختر زیبارویی به این پسر برای مردم جای سوال است.»

 

مویدی ادامه داد: «دوربین و موبایلتان را بردارید و به آسایشگاه جانبازان جنگ بروید. جنگ تمام نشدنی است. وقتی تبادل اسرا بود با اسرای عراقی تا منظریه عراق رفتیم و با آزادگان خودمان برگشتیم. عراقی ها همه سرحال ولی ایرانی‌ها خراب و لاغر بودند. فکر می‌کنم عکاسی امروز فقط تصویر نیست و کپشن عکس است که همه را جذب می‌کند، دنبال این‌چیزها بروید و درباره این‌ها بنویسید. جنگ بر نطفه بچه‌های دهه شصت تاثیر گذاشته است. دهه شصتی‌ها را با دهه هفتادی‌ها مقایسه کنید، کدامیک از شما به دنبال این کار رفته اید؟!»

 

فریدونی در ادامه گفت:‌ «شما از آسیب صحبت کردید، در حالی که عکاسان و فیلمبرداران جنگ اولین آسیب‌دیدگان آن هستند.» او همچنین در پاسخ به سوالی درباره این‌که نگاه نمایشگاه به طور کلی ضد جنگ اما کمتر تلخی‌های جنگ در آن دیده می‌شود، گفت: «انتخاب کننده هم تقصیری ندارد. خود عکاس‌ها مقاومت کردند و در آن صورت بازدید کمتری صورت می‌گرفت، وقتی بینندگانی که نمایشگاه را دیدند تحمل همین تلخی‌های کمرنگ را نیز نداشتند. خانمی که عکاسی حرفه‌ای بودند می گفتند در بازدید از نمایشگاهی که در هیروشیما برگزار شد بعد از دیدن فریم سوم نمایشگاه را ترک کرده است آنقدر که کارها تلخ بود. ما باید احساسات مردم را در نظر بگیریم. استاد سلیمانی در مقابل انتخاب عکس‌هایی که بسیار تلخ  بودند به این موضوع اشاره کرد که مردم آزار می‌بینند و آزرده می‌شوند و این کارها را باید آهسته آهسته انجام داد.»

 

بهرام محمدی‌فرد در ادامه با اشاره به این‌که درباره تاثیر منفی حضور عکاسان خارجی در جنگ ایران و عراق صحبت شد، گفت: «در مورد عکاسانی که برای خارجی‌ها کار می کردند به نظرم رسید که نباید درباره آن‌ها بد قضاوت کرد، آن‌ها قربانی حرکات برخی از همکاران خود شدند. یک بار که اینها را با هلیکوپتر از سمت ماهشهر به آبادان می‌بردند از آسمان از پتروشیمی عکس می‌گیرند و عراق بعدها از روی همین عکس پتروشیمی را می‌زند. من اسم نمی برم، حتی پالایشگاه آبادان هم به همین طریق مورد حمله واقع شد و از آن به بعد مسئولین مجبور به سختگیری شدند. تقصیری نداشتند و اگر برای عکس گرفتن صحنه‌ای را درست می‌کردند به این دلیل بود که عکاس آژانسی خارجی بودند و ارائه عکس وظیفه آن‌ها بودند. »

 

مویدی نیز ادامه داد: «همان عکاس‌ها در زلزله بم باعث کمک‌های میلیاردی را باعث شدند. ای کاش آقای حیدری هم در جمع ما بودند و شما عکس های ایشان را می دیدید. آقای حیدری از بچه‌های سپاه است و در خط مقدم عکاسی می‌کرد، آن عکس‌ها همگی تلخ هستند و فکر می کنم اگر سه یا چهار عکس از آن مجموعه‌ها در بین عکسه‌ای نمایشگاه باشد بازدیدکنندگان بسیار اذیت شوند. این عکس‌ها در کتابی چاپ خواهد شد.»

 

فریدونی در ادامه بحث با اشاره به این‌که در سال ۶۰ که جنگ جدی شد و عکاسان نیز حرفه‌ای‌تر شدند، گفت: «ستاد تبلیغات جنگ تشکیل شد و کارت‌های مخصوصی برای خود ما که از ایرنا بودیم صادر می‌شد. البته به این موضوع اشاره کنم که در طول جنگ هرگز به هیچ عکاسی تحمیل نشد که از کجا و از چه سوژه‌ای باید عکاسی کند. عکاسان آزاد بودند و هر عکاسی به اندازه شجاعتی که پیدا کرده بود وارد جبهه می‌شد، چون هر لحظه این امکان وجود داشت که همان گلوله و ترکشی که به آن رزمنده می‌خورد به هیمن عکاس هم اصابت کند. به هیمن دلیل عکاسان یا سعی داشتند در خط دوم باشند یا صحنه‌سازی کنند و برای رسانه‌های خود عکس بگیرند و ارسال کنند.»

 

 ادامه دارد…

 

علاقه‌مندان برای بازدید از این نمایشگاه می ‌توانند به گالری سلام به نشانی تهران، خیابان ولیعصر، بالاتر از پارک وی خیابان فیاضی (فرشته)، مجتمع سام سنتر، طبقه اول مراجعه کنند.

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها