موضوعات مهم

عکاسی جنگ ما را به خود آلوده کرده بود نشست تخصصی عکاسی جنگ-5

عکاسی جنگ ما را به خود آلوده کرده بود

نوریاتو: نشست تخصصی عکاسی جنگ در حاشیه نمایشگاه «آتش سرد» با حضور چهره‌های شناخته‌شده‌ای چون علی فریدونی، بهرام محمدی‌فرد، ساسان مویدی و عربعلی هاشمی ۳۰ بهمن‌ماه در گالری سلام برگزار شد. بخش پنجم و آخرین بخش از گزارش این نشست را در ادامه می‌خوانید.

 

به گزارش مجله عکس نوریاتو، نمایشگاه «آتش سرد» برگیرنده بیش از ۱۰۰ عکس دیده نشده از جنگ هشت ‌ساله ایران و عراق است که توسط احمدرضا نوری و جاسم غضبان ‌پور گردآوری شده است. روز دوشنبه ۳۰ بهمن‌ماه نشستی با حضور احمدرضا نوری و چهار عکاس شناخته‌شده جنگ علی فریدونی، بهرام محمدی‌فرد، ساسان مویدی و عربعلی هاشمی در گالری سلام برگزار شد.

 

در ادامه این نشست یکی از حاضران درباره بازدید سیاسیون و محدودیت عکاسی در زمان جنگ سوال کرد که بهرام محمدی فرد در این‌باره گفت: «یک روز آقای محسن رضایی حرفی زدند و گفتند که امروز وقت باز کردن جعبه سیاه جنگ است. من هم در جایی صحبتی شد و گفتم به جای باز کردن جعبه سیاه جنگ جعبه سیاه دل مادران شهدا را باز کنید و ببینید در دل آن‌ها چه می‌گذرد و بعد به سمت بازی‌های سیاسی بروید. من در حدود دو سال با شهید چمران بودم، روزی که ستاد جنگ‌های نامنظم را تاسیس کرد و در دانشگاه جندی شاپور حضور داشت ما در حدود دو هفته در کنا هم آنجا بودیم. به نظر من درباره این شخصیت بی‌انصافی‌های زیادی شده است. از او به عنوان جلاد کردستان یاد شد و حرف‌های نامربوطی درباره او زدند. من دو سال با او بودم و چنین چیزهایی ندیدم، به نظرم اصلا چنین شخصیتی نداشت. و یا آن فیلم چ که ساخته شد در حقیقت داستان بی ربطی بود که هیچ ارتباطی با این شخصیتی نداشت. یا حتی چهره سینمایی که از او در فیلم «چ» تصویر شده بود، مطابق با واقعیت نبود من هرگز ندیدم که اصغر وصالی چنین گفتگویی با شهید چمران داشته باشد.»

 

محمدی‌فرد در پاسخ به سوال دیگری درباره اینکه در صورت اتفاق افتادن جنگ در کشور آیا باز هم حاضر به عکاسی هستند، گفت: «من عکاسی را با درگیری شروع کردم. در واقع آغاز عکاسی من به قبل از انقلاب برمی‌گردد و پیش از جنگ با تهیه گزارش‌های تصویری برای یکی از مقامات شروع به فعالیت کردم. به این ترتیب پیش از شروع جنگ در همان منطقه درگیری‌های مرزی را دیده بودم و در نهایت آلوده این سبک عکاسی شدم. بعد از جنگ هم به لبنان رفتم، در آن زمان به هر آژانس و روزنامه‌ای التماس می کردم که فقط خرج مرا بدهید تا برای عکاسی به این مناطق بروم، اما قبول نمی‌کردند. در نهایت من با ۲۰۰ دلار سوار هواپیما شدم و به لبنان رفتم و از شانس خوب، کسی که کنار دست من در هواپیما بود مرا راهنمایی کرد تا بتوانم از بیروت با ۱۰۰ دلار به مناطق جنگی بروم. البته من تصوری مشابه با جبهه جنگ خودمان را داشتم ولی وقتی به آنجا رسیدم، وضعیت بسیار متفاوت بود.»

 

این عکاس ادامه داد: «در لبنان، سفارت و شبکه العالم هیچ کمکی به من نکردند ولی یک ایرانی که فرش فروشی داشت از من پذیرایی کرد، تا توانستم آن‌جا بمانم و عکاسی کنم. من به این سبک عکاسی خو گرفته بودم و اینکه مثلا به ریاست جمهوری بروم و از استوار نامه گرفتن عکاسی کنم برایم خیلی سخت بود، به همین دلیل کم کم عکاسی را رها کردم.»

 

فریدونی در ادامه صحبت‌هایش، گفت: «توصیه من به جوان‌ها یادگیری زبان است. خبرنگار و عکاس باید یک یا دو زبان دیگر را بیاموزد، اما ما متاسفانه ضعف زبان داشتیم. عکاسی در خارج از کشور آسان نیست و باید وابسته با آژانسی باشید که بتواند از شما استفاده کند.»

 

او همچنین به جانباز شدن هاشمی، در جنگ توضیح داد: «من و آقای هاشمی در منطقه‌ای با هم در حرکت بودیم که تانک‌های جبهه ما شروع به شلیک کردند -البته جزو اولین تجربه‌های حرفه‌ای ما بود-آقای هاشمی به یکی از تانک‌ها تکیه داده بود و عکاسی می‌کرد که از قضا همین تانک شلیک داشت و موج انفجار او را با همان شلیک به زمین کوبید. بر اثر این حادثه پرده گوش او آسیب دید و بیهوش شد، به همین دلیل دو سه هزار متر او را کول کردم، بخصوص که لوازم عکاسی آنالوگ هم سنگین بود. او را تا بیمارستان صحرایی رساندم و از آنجا به تهران اعزام شد. این خاطره مربوط به عملیات رمضان بود که اتفاقا آقای هاشمی در آن عملیات عکس‌های خوبی ثبت کرد و تا قبل از سال ۶۵ که مجروح شد و مشکل شنوایی پیدا کرد در اکثر عملیات‌ها حضور داشت و پا به پای ما وقایع تلخ و شیرین جبهه را ثبت کرد. در زمان جنگ از فضای نامهربان رایج در جامعه امروز، خبری نبود. بچه‌های شهرستان‌ها لر و کرد و ترک مثل برادر در کنار هم می‌جنگیدند و باهم صمیمی بودند. من در کنار آن‌ها دلتنگی خانه و خانواده را نداشتم. اگر این حس نبود نمی‌توانستیم هفته‌ها و ماه‌ها در جبهه بمانیم.»

 

 

علاقه‌مندان برای بازدید از این نمایشگاه می ‌توانند به گالری سلام به نشانی تهران، خیابان ولیعصر، بالاتر از پارک وی خیابان فیاضی (فرشته)، مجتمع سام سنتر، طبقه اول مراجعه کنند.

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها