موضوعات مهم

بهنام کامرانی: مارکت هنری، تیغ دولبه است مدیران هنری ما هنر را چیزی بیهوده، غیرضروری و فانتزی می دانند

بهنام کامرانی: مارکت هنری، تیغ دولبه است

نوریاتو: بهنام کامرانی مارکت هنری را همچون تیغ دولبه ای می داند که هم می تواند از یک سو آزادی عمل هنرمند را سلب کند و هم از سوی دیگر اقبال خوبی را در فروش آثار نصیب هنرمند کند.

به گزارش مجله عکس نوریاتو، بهنام کامرانی هنرمند نقاش، استاد دانشگاه، پژوهشگر هنر و کیوریتور نمایشگاه های عرصه هنرهای تجسمی است که سال گذشته نام او بارها در نشست های تخصصی و برپایی نمایشگاه های مهم هنری شنیده شد. برای بررسی جریان هنر معاصر در ایران و جایگاه آن در جهان، وضعیت آموزش هنری در دانشگاه ها و مواجهه نسل جدید با مقوله هنر، تعریف کیوریتوری و جایگاه آن در ایران با او گفتگویی تفصیلی داشتیم که بخش نخست را اینجا می توانید بخوانید.

 

اکنون بخش دوم و پایانی گفتگوی مهر با بهنام کامرانی را پیش رو دارید.

 

*گفته می شود در هنر معاصر این فکر و ایده هنرمند است که اهمیت دارد نه اجرای آن. همین طور است؟

 

-این به خواست هنرمند برمی گردد. برخی هنرمندان از صفر تا صد کارشان را خودشان انجام می دهند و برخی هنرمندان برای تولید بخش هایی از آن از دیگران کمک می گیرند که این به خصلت هنرمند و استراتژی او در هنرش برمی گردد. من هم برای برخی آثار ویدیوآرت، نقش برجسته و مجسمه هایی که کار کرده ام از حضور فیلمبردار، تدوینگر و طراح فضای مجازی بهره گرفتم.

 

*مخاطب برای شما چه اندازه اهمیت دارد؟

 

-مخاطب اگر چه اهمیت دارد اما در پروسه خلق اثر اصلاً به مخاطب فکر نمی کنم چون نمی دانم مخاطبان من چه کسانی هستند. در کشوری مثل ایران با فرهنگ های مختلف، نمی توان با نگاهی منسجم به یک تعریف از مخاطب رسید اما به قول حافظ «پری رو تاب مستوری ندارد» و هر هنرمندی نیازمند دیده شدن، نقد و فهمیده شدن است. من هم بعد از آن که پروسه خلق اثرم تمام می شود، دنبال نمایش آثارم می روم و این جاست که مخاطب برایم اهمیت دارد. مخاطبان هنری می توانند قسمت عمده ای از پژواک هنرهای تجسمی باشند که به این ترتیب دیده، شنیده و فهمیده شوند.

 

*مخاطبان شما معمولاً چه کسانی هستند؟

 

-در گالری های ایران بیشتر هنرمندان، علاقه مندان هنر، کلکتورهای هنرهای تجسمی و هنرمندان دیگر رشته های هنری مخاطبان هنر هستند.

 

*هنرهای تجسمی در دیگر کشورهای دنیا نیز نخبه گراست یا این که در کشور ما چنین ویژگی ای را یافته است؟

 

– هنرهای تجسمی در همه جای دنیا در زمره هنرهای نخبه گرا و کم مخاطب است و برای همین بسیاری از سازمان ها، مراکز دولتی و غیردولتی کشورهای پیشرفته از کار هنرمندان حمایت می کنند و آثارشان را منتشر می کنند که این رفتار باعث نزدیکی مخاطب عام با هنر می شود؛ مقوله بسیار لازم و مهمی که در ایران شبیه آن را نداریم.

 

در واقع، هنرمند کارش این نیست که هنرش را برای مردم تعریف و در فهم اثرش به مردم کمک کند بلکه این رسانه ها مثل روزنامه، مجلات، کتاب ها و تلویزیون هستند که می توانند این پژواک را گسترده و همه جانبه تر کنند.

 

* اگر چه برخی معتقدند کار هنرمند تولید اثر هنری است و به فهم مخاطب از اثرشان کاری ندارند ولی برخی هم معتقدند لازم است هنرمند بیانیه و استیتمنت داشته باشد و درباره آثارش توضیح دهد.

 

-به نظر من هنر تأویل پذیر است و همین تأویل پذیری آن را زیبا می کند بنابراین هر چقدر که هنرمند درباره کارش و هدفش از ارایه این آثار صحبت کند، همچنان اثر هنری تأویل پذیر است اما نوشتن و صحبت کردن هنرمند در قالب استیتمنت کمک می کند که پژواک اثرش بیشتر شود و بستری را فراهم می کند که بینندگان بیشتری با آثارش در ارتباط قرار بگیرند.

 

در فرهنگ ما به دلیل آن که روی فرهنگ تجسمی کار چندانی صورت نگرفته و آموزش عمومی درباره هنر مدرن، معاصر و حتی هنر گذشته ایران بسیار کم صورت گرفته است بنابراین پرداختن به این موضوع به نظر لازم می رسد.

 

در حال حاضر، این رسانه ها هستند که باید بار کمبود آموزشی در دوران ابتدایی و بار آموزش تاریخی هنرهای تجسمی ما را به دوش بکشند. در بسیاری از کشورهای دنیا موزه های معتبر در مهمترین قسمت شهر واقع شده است و سیاستمداران و مدیران فرهنگی و هنری به موزه ها کمک می کنند و در کنار آن افرادی هستند که تاریخ و نقد هنری می نویسند و بخش های غیردولتی نیز به کمک این مراکز فرهنگی و هنری می آیند. در ایران این موضوع بسیار جوان است بنابراین کار هنرمند و وظیفه او در این زمینه دشوارتر است و رسانه ها هم وظیفه خطیرتری در قبال آن دارند.

 

*شما به عنوان هنرمند برای فرزند خودتان در زمینه آشنایی یا آموزش هنر چه کرده اید؟

 

-در حوزه آموزش ابتدایی و قبل از ابتدایی ما کمبودهای تئوریک بسیار جدی داریم. آموزش هنر امروز به شکل فرهنگ محور و موضوع محور است یعنی در آموزش به کودکان از او خواسته نمی شود که به طور مثال خانه نقاشی کند بلکه سعی می شود از همان ابتدا ذهن کودکان را خلاق، پرسشگر، منعطف و معطوف به فرهنگ بار بیاورند. بچه ها با پرسشگری و فهم یک موضوع درک همه جانبه تری از آن به دست می آورند و بهتر می توانند خلاقیتشان را بروز دهند.

 

من هم سعی کردم پسرم را در خلق اثر هنری آزاد بگذارم. هیچ وقت از او نخواستم که نقاشی کند یا موسیقی کار کند اما با این حال، او را در معرض هنر قرار دادم و به طور نسبی ابزار و وسایل لازم را در اختیارش گذاشته ام.

 

هنر از معدود فعالیت های بشری است که زندگی را معنادارتر و قابل تحمل تر می کند و معتقدم حتی اگر کسانی در جامعه ما کار هنری نکنند ولی در معرض آثار هنری قرار بگیرند، حتماً آدم های مهربانتر، آرامتر، فرهیخته تر و منعطف تری می شوند.

 

در معرض اثر هنری قرار گرفتن و هنردوست بودن نیز یک امتیاز است. رسانه های ما باید به این مساله جدی تر توجه کنند به خصوص در جامعه شهری کنونی ما که نشاط و شادابی و رنگ در آن کمتر دیده می شود.

 

به نظر می رسد مدیران هنری ما هنر را چیز بیهوده و تزیینی یا چیزی غیرضروری و فانتزی تصور می کنند در حالی که هنر می تواند از علم مهمتر باشد. یک جامعه علمی بدون فرهنگ و هنر هیچ وقت نمی تواند جامعه پویایی باشد و به زندگی ادامه دهد.

 

*پس باید خوشحال باشید که پزشکی را کنار گذاشتید!

 

– بله. ولی به همه پزشکان و کارشان احترام می گذارم. خصلت های هر فرد درجهت گیری های او موثر است. هنرمند بودن را تبلیغ نمی کنم ولی برای من با خصلت های ذهنی و پتانسیل فکری و حساسیت هایی که دارم کار هنری بهترین و مهمترین فعالیتی بود که می توانستم انجام بدهم و حتی از تدریس دانشگاهی برای من اهمیت بیشتری دارد.

 

*پزشکی دافعه ای برای شما داشت؟

 

– پزشکی هم برای من جذاب بود. علم پزشکی و حتی تشریح جسد نیز در جای خود خلاقیت دارد. من به علم پزشکی به دلیل وجود همین خلاقیت ها هنوز هم علاقه دارم اما فکر کردم که حرفه پزشکی باعث کانالیزه شدنم می شود و باعث می شود که فعالیت هنری من در وجه عقب تری قرار بگیرد و این، کمتر وجه روحی من را سیراب می کرد.

 

*به فروش آثارتان هم فکر می کنید؟

 

– زمان خلق اثر به فروش اثرم فکر نمی کنم. به هر حال بخشی از ارتزاق من از راه تدریس دانشگاهی است.

 

*چون نیازی ندارید به آن فکر نمی کنید؟

 

– نه. اگر تدریس هم نمی کردم، باز هم تلاش می کردم که فعالیتم در آزادی کامل اتفاق بیفتد. مارکت هنری می تواند مثل تیغ دولبه باشد یعنی از یک سو هنرمند را به سمتی ببرد که دور از فضای حسی و فکری او باشد اما در فروش، اقبال خوبی داشته باشد و این فروش باعث شود که بیشتر کار کند و در نهایت آزادی عملش گرفته شود.

 

من تاکنون هر کاری را که در زمینه هنری، تخیل کرده و دوست داشته ام، انجام داده ام و همیشه به مستقل بودن و آزادی در خلق آثارم بسیار اهمیت داده ام و این وجه بسیار مهمی برای من بوده است. امروزه با شرایط کنونی هر هنرمند باید به فروش آثارش هم فکر کند و تیزهوشانه تصمیم بگیرد که با چه افراد و چه گالری هایی در ارتباط باشد تا جایی که استقلال هنری او زیر سوال نرود و این در شهرهای بزرگی مثل تهران کار بسیار دشواری است.

 

*در فروش آثارتان تاکنون موفق بوده اید؟

 

– بله موفق بوده ام اما هم نسلانم از من موفق تر بوده اند. در مجموع از وضعیت خودم راضی هستم و فکر می کنم به وجه خلاقانه خودم درست پاسخ داده ام اگر چه ممکن است هر آدمی گاهی هم اشتباه کند.

 

*دلیل موفقیت بیشتر، هم نسلان شما چه بوده است؟

 

– این که اثری فروش خوبی داشته باشد، به ارتباطات هنرمند بستگی تام دارد. من اگر چه نامم مطرح است اما هنرمند خلوت نشین تری بودم و در موقعیت کاری خودم به وجه اندیشمندانه هنرم اهمیت دادم و از آن حفاظت کردم اما بسیاری هنرمندان با افراد کلیدی و مهمی در زمینه فروش آثار دمخور بوده اند و زمان بیشتری را برای این موضوع و همچنین شرکت در نمایشگاه های خارجی صرف کرده اند که در این زمینه موفق بوده اند. اگر من ضعفی در این زمینه داشته ام از آن کاملاً آگاهم.

 

*در چه نمایشگاه های خارجی حضور داشته اید؟

 

-در سال های اخیر کمتر در نمایشگاه های خارجی شرکت کرده ام اما بیشترین حضورم با آثار ویدیوآرت بوده است چون ساده تر می توان آن را به جشنواره های خارجی فرستاد. در جشنواره آرت آکشن شرکت داشتم که در یک فاصله زمانی در مادرید، برلین و پاریس اجرا شد و در چند گالری خارجی هم آثارم به نمایش درآمده است اما بیشترین فعالیتم به دلیل اهمیت جنبه های فرهنگی در ایران بوده است.

 

*مخاطبان نمایشگاه های خارج از ایران متفاوت از مخاطبان ایرانی هستند؟

 

– بله، برداشت آنها نسبت به آثار بسیار متفاوت است. اگر چه جنبه سیاسی- اجتماعی منطقه خاورمیانه باعث دیده شدن سریع تر آثار می شود اما گاهی نیز فهم غلط از آثار هنرمندان ایرانی را نیز ایجاد می کند چراکه بسیاری از مخاطبان به دنبال جنبه های سیاسی در آثار ایرانی ها می گردند.

 

بسیار شنیده و یا برخورد داشته ام که مخاطبان نمایشگاه های خارجی بیشتر به وجه سیاسی آثار هنرمندان ایرانی اشاره دارند یا از آدم می خواهند اطلاعات سیاسی بگیرند که این خیلی به نظر من درست نیست چون هنرمند بالاتر از وجه سیاسی قرار دارد و کارش می تواند جنبه های مختلف پیدا کند که گاهی هم سیاست می تواند یکی از این جنبه ها باشد. در خارج از ایران مهم این است که اثر هنری چه وجهی پیدا می کند و چقدر از وجه فرهنگی تأثیرگذار است.

 

*آثارتان به حراج تهران هم راه پیدا کرده است؟

 

-در حراج تهران خیر ولی در حراجی های خیریه تهران حضور داشتم. در حراج تهران از من دعوت شد اما چون شکل فعالیتم خیلی سازگاری با این حراج نداشت، عذرخواهی کردم.

 

*به جریان کالایی شدن هنر اعتقاد دارید؟

 

– این اصطلاح، کمی دید چپ و فرانکفورتی دارد اما به هر حال واقعیت این است که هر اثر هنری یک کالاست و از سوی دیگر ممکن است هر فکر هنری یا شکل هنری هم کالا نباشد.

 

شاخه هایی از هنر مثل پرفورمنس هستند که کالا نیستند تا بتوان خرید و فروش کرد مگر از طریق آنچه از آن ثبت می شود. اقتصاد هنر اگر در یک جامعه درست تعریف شده باشد به دیده شدن هنر و جنبه های مختلفی که یک هنر می تواند داشته باشد کمک می کند.

 

هنر همواره نیاز به حمایت کننده داشته است چون در بستر یک جامعه کار و فعالیت می کند بنابراین برای ارتزاق خود نیاز به سرمایه و حمایت دارد که باید از سوی دولت ها، حکومت ها و بخش خصوصی فهمیده و حمایت شود.

 

*کتاب جدید در زمینه هنر برای انتشار در دست دارید؟

 

– نوشته های من بیشتر کوتاه است و حجم بسیاری از آنها مقاله ، نقد و مقدمه نمایشگاه هایی است که برای هنرمندان جوان نوشته ام چرا که دوست داشتم اهمیت کارشان و نوآوری آنها بیشتر دیده شود.

 

روی کتاب «طراحی هنر معاصر ایران» هم کار می کنم. پیش از این نیز کتابی با موضوع کارگاه نقاشی برای هنرجویان هنرستان و پیش دانشگاهی به همراه آقای فریدون امیدی کار کردیم که در آن تکنیک های مختلف نقاشی و تقسیم بندی های آن به صورت فشرده برای دانش آموزان ارایه شده است.

 

*مدتی است که نمایشگاه انفرادی نداشته اید، برای سال جدید نمایشگاه تازه ای دارید؟

 

– چند سال است که به خواست خودم نمایشگاه برگزار نکرده ام اما سال آینده یک نمایشگاه انفرادی خواهم داشت.

 

چند سری مجموعه کار کرده ام که برخی در نمایشگاه های گروهی به نمایش درآمده است و برای نمایشگاه انفرادی سال جدید هم مجموعه جدیدم را که ارتباط با عکس دارد، به نمایش می گذارم.

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها