موضوعات مهم

کامران عدل: کاوه گلستان به عشق من، عکاس شد ثبت حقیقت در فلات تنهایی و رنج - 4

کامران عدل: کاوه گلستان به عشق من، عکاس شد

نوریاتو: کامران عدل، عکاس پیشکسوت، همزمان با هشتمین سالروز درگذشت کاوه گلستان، عکاس برجسته مطبوعات، گفت: کاوه کمی پیش از فوتش در خانه مادری‌ام به من گفت که در جوانی به خاطر من عکاس شده است، زمانی که من در اوج شهرت بودم.

به گزارش مجله عکس نوریاتو، این عکاس پیشکسوت گفت: پدر و عموی کاوه گلستان سینماتوگراف بودند، ولی کاوه عکاسی را انتخاب کرده بود. کمی پیش از مرگش، یک روز که در خانه مادری من مهمان برادرم شهریار بود،‌ به من گفت که به خاطر من عکاس شده است؛ زیرا من در آن دوره بسیار مشهورتر از حال بودم و مردم مرا می‌شناختند.کامران عدل کاوه گلستان مجله عکس نوریاتو

عدل توضیح داد: در آن زمان من عکاس تلویزیون و عکاس جشن هنر شیراز بودم. به همین دلیل بسیار معروف بودم و این بسیار تاثیرگذار بود؛ زیرا باقی عکاسان هم نسل من کار تجاری می‌کردند. ولی من توسط مردم شناخته شده بودم و مردم هم چهره‌‌ام را در تلویزیون دیده بودند و هم عکس‌هایم را می‌شناختند.

 

این عکاس بناهای تاریخی گفت: اولین باری که نام کاوه گلستان را شنیدم، زمانی بود که از دارالمجانین عکاسی کرده و آن‌ها را به خانم سیحون داده بود.

 

وی همچنین اظهار داشت: رابطه کاوه با من و برادرم، بسیار خوب بود؛‌ ولی راه من و او کاملا از هم جدا بود. من عکاس بیابانی بودم و او عکاس هنری بود و بعد هم عکاس خبری شد. در نتیجه با هم صمیمی بودیم؛ ولی چندان با داستان زندگی و کار یکدیگر درگیر نبودیم.

 

عدل ادامه داد: ولی برادرم شهریار علاقه عجیبی به کارهایش داشت و پس از مرگش با همکاری چهار تن از شاگردان او نمایشگاهی را در فرهنگسرای نیاوران برگزار کردند و کتاب این نمایشگاه نیز منتشر شد. ولی من بیشتر به آثار هنری کاوه علاقه داشتم.

وی درباره کیفیت آثار گلستان گفت: در آن دوره من دیگر عکس خبری نگرفتم. ولی کاوه برای تایم کار می‌کرد و در زمان انقلاب اسلامی ایران عکس‌های بسیار خوبی گرفت و به BBC رفت. ولی عکاسی خبری اساسا فضای بازی برای خلاقیت ندارد. برای مثال اگر به عکس‌های اعتراضات اخیر مصر توجه کنید می‌بینید که خلاقیت خاصی در عکس‌ها نیست. البته در لیبی اتفاقاتی افتاده است که برای عکاسی خلاق جذاب‌تر باشد؛ ولی معمولا در عکس خبری نمی‌توان خلاقیت چندانی به خرج داد.

 

عدل درباره مرگ کاوه گلستان گفت: در همان زمان هم در یادداشت‌هایی که برای چند مجله نوشتم این را گفتم که به مرگ کاوه حسودی‌ام می‌شود. انسان‌های بزرگ، مرگ بزرگ می‌طلبند. اگر کاوه تا هشتادسالگی می‌ماند و روی تخت بیمارستان، در ناتوانی می‌مرد قطعا عزت امروز را نداشت.

 

وی همچنین درباره به عدم وجود سایت مرجعی درباره آثار کاوه گلستان و تعطیلی جایزه کاوه گلستان اظهار داشت: درست کردن یک سایت آن هم برای کاوه گلستان کار سختی نیست. درست است که عکاسان نیز مانند هر صنف دیگری درگیر مسائلی در داوری مسابقه‌ها هستند؛ ولی اگر برگزارکنندگان یک جایزه از گروه‌بندی و باندبازی فاصله بگیرند، به راحتی می‌توانند آن‌را کنترل کنند. درباره سایت هم فکر می‌کنم عکاسان جوان بسیاری هستند که بی درنگ آثارشان را در چنین سایتی به نمایش خواهند گذاشت و گرافیست‌های زیادی نیز هستند که رغبت دارند افتخار طراحی سایت کاوه گلستان را در کارنامه حرفه‌ایشان داشته باشند.

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها