موضوعات مهم

کاوه گلستان: فعالیت‌ فردی عکاسان در جهان غول‌های رسانه‌ای کارساز نیست ثبت حقیقت در فلات تنهایی و رنج - 16

کاوه گلستان: فعالیت‌ فردی عکاسان در جهان غول‌های رسانه‌ای کارساز نیست

نوریاتو: انسان چشم دارد که ببیند تا با دیدن بر فهم و شعور و شناخت خود از این جهان و زندگی بیافزاید . قدرت ماهوی عکس در انتقال تصویری از واقعیت، عکس را همانند پنجره‌ای می‌سازد مشرف بر زمان و زندگی، زمان و زندگی انسانها و جوامع.

 

به گزارش مجله عکس نوریاتو، زنده یاد کاوه گلستان در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۸۱ در گفت‌وگویی با ایسنا افزود : عکاس، این پنجره‌ها را باز می‌کند و دیگر انسان‌ها را در دیده و شناخت خود از جهان شریک و سهیم می‌سازد. تکامل و بلوغ فکری فرد و جامعه بدون دسترسی به تاریخ میسر نیست. وی معتقد است تنها در منظر تحولات تاریخی یک اجتماع می‌توان شکل گیری منطقی راه آینده را جست. این تجسس نیاز به نشانه‌ها و مستندات دارد.

 

وی افزود: تاریخ و وقایع نگاری ساختار ذهنی جوامع را برای پویایی و حرکت به سوی آینده استحکام می‌بخشد. رسالت و یا کاربرد یک مورخ و واقعه نگار از ملزومات یک جامعه است.

 

گلستان درباره ویژگی یک عکس خبری گفت: نه تنها در انتقال واقعیت گذران موجود جهت ایجاد شناخت بیشتر کاربرد دارد، بلکه خود نشانه و سندی می‌شود در حوزه تاریخ نگاری.

 

او با اشاره به این که در زمانی دور انسان برای ابراز هویت خود و گسترش شناخت، تصاویر زندگی روزمره خود را بر صخره‌ها نقش می‌زد، افزود: امروز ابزارش وسیله‌ای دیگر است. این عکاس ادامه داد: اما عکاس تنها، آیینه‌وار، منعکس کننده جهان نیست؛ فرآیند تهیه یک عکس عملی است پیچیده با محورهای اثرگذار چند گانه. این ذهنیت، شناخت، استنباط و بینش یک عکاس است که او را به انتخاب از میان توده عظیم اطلاعات رویاروی خود وا می‌دارد تا به عمل نهایی چکاندن پرده دوربین بیانجامد.

 

فشردن دکمه پرده دوربین نتیجه لایه‌های بیشماری از عمل‌ها و عکس‌العمل‌های خود آگاه و ناخودآگاه است. چنان چه دو عکاس از دو سپهر متفاوت از یک موضوع واحد در یک زمان عکس بگیرند ، بی‌شک عکس‌ها متفاوت خواهند بود. وی افزود: پس این ساختار ذهنی و شخصیتی عکاس است که«نظر» و «نگاه» خود را در چشمان دیگران می‌ریزد. هر عکس هم برگردان و نسخه‌ای است از واقعیت و هم تفسیری است از ذهن یک انسان بر واقعه‌ای که با آن رویاروی است. عکاس خبری چشم یک اجتماع است؛ می‌بیند و می‌شناساند، کشف می‌کند و فاش می‌سازد. لحظه‌ای پرمعنا را می‌رباید و در چند صدم ثانیه در چشمان جامعه تزریق می‌کند و در نهایت شناخت بوجود می‌آورد. یک عکس می‌تواند شاد کند – بگریاند – عصبانی کند – آرامش بخشد – شک و ناامیدی بوجود آورد – اعتماد و اطمینان بخشد – زیبا سازد – زشت نمایاند.

 

کاوه گلستان درباره ویژگی عکس خبری در دنیای امروز گفت : بر همگان روشن است که تصویر – عکس و یا تصویر تلویزیونی – یکی از اثرگذارترین و کاراترین ابزار شکل دادن افکار عمومی جوامع است. یک نظر در وسعت فنی و حتی تئوریک جهان رسانه‌ای امروز این مطلب را به اثبات می‌رساند. در سال‌های اخیر بیشترین پیشرفت‌ها جهت کسب ابزارهای نوین در زمینه تهیه و جابجایی تصویر بوده است و هست. وی ادامه داد: امروز نقش تصویر در فرآیند اطلاع رسانی عمومی شاید از دیگر جنبه‌های موجود از اهمیت بیشتر و ویژه‌ای برخوردار است.

 

گلستان همچنین درباره ویژگی عکس خبری در ایران گغت: از ابتدای ورود عکاسی به ایران آگاهی از اهمیت، نقش و کاربرد عکس جهت شکل دادن به افکار عمومی در میان عکاسان و حامیان عکاسی از یک سو و حکومت و مردم از سویی دیگر آشکار است. حکومت قاجار با ایجاد سازمان‌هایی ابتدایی عکاسی هستند و وقایع نگارانه را رواج داد. از یک سو عکس‌هایی که جلال جبروت مقام والای سلطنت را به رخ توده مردم می‌کشاند تا آن‌ها را سر جای خود نشاند و از سویی دیگر با به نمایش گذاشتن تصاویری از انقلابیون دربند و زنجیر، مردم جامعه را به اضطراب افکنده تا آنان را از مخالفت با حکومت بر حذر دارد. در آن زمان بی‌خبری این تصاویر انقلابیون به پا خواسته در تبریز بود که دیگر مردم این سرزمین پهناور را از «واقعیت موجود» آگاه ساخت و شور و عمل انقلاب را گسترده کرد. انقلاب مشروطه همزمان بود با ابتدای بکارگیری عکس خبری در روزنامه‌ها، جالب است که بدانیم یکی از اولین عکس‌های چاپ شده در روزنامه‌های انگلستان تصویری بود از مبارزین مشروطه خواه تبریز که توسط بارون استپانیان – عکاسی ارمنی‌الاصل – گرفته شده بود.

 

کاوه گلستان با اشاره به تحول عکاسی مستند خبری، که همگام با تحولات اجتماعی – سیاسی و فرهنگی در ایران گام بر داشته و شکل ‌گرفته، گفت: این نشان دهنده ضرورت و نقش کاربردی عکس خبری در جامعه ما است. گلستان گفت: بی‌شک نقطه اوج این ارتباط تنگاتنگ در زمان انقلاب اسلامی ایران بود. در کمبود و اصلا نبود وسایل ارتباط جمعی ، این عکس بود که به تنهایی و بی‌نیاز به واسطه روزنامه، نشریه و یا امواج تلویزیونی توانست نقش اطلاع رسانی خود را به کمال ایفا کند. این عکس بود که پیام معنوی انقلاب اسلامی را که خون شهید بود به سراسر ایران منتقل کرد. تصاویر شهدای به خون غلتیده انقلاب که دست به دست می‌گشت خشم عمومی را نسبت به رژیم شاه افزایش داد. عکس‌های صحنه‌های انقلاب و شهدا، بر کف پیاده‌روها و بر سینه دیوارهای خیابان و دانشگاه و مساجد بود که چشم‌ها را به اوج و اهمیت ماجرا آشنا ساخت. کمی پس از انقلاب، جنگ تحمیلی دوره و زمینه‌ای دیگر را برای به کارگیری عکس در راستای ثبت و انتقال تحولات اجتماعی این مملکت فراهم ساخت.

 

گلستان مجموعه عکس‌های تولید شده در زمان جنگ تحمیلی را که عکاسان حرفه‌ای، آماتور و بسیجی آن را تهیه کردند، یکی از کاملترین و با ارزش‌ترین مجموعه اسناد تاریخی در ایران دانست و گفت : این عکس‌ها نه تنها به کمال مفاهیم و ویژگی‌های معنوی دوران جنگ را باری تاریخ ثبت کرده‌اند، بلکه در همان زمان نیز با قدرت تمام نقش خود را در امر اطلاع رسانی و در نهایت شکل دادن بینش عمومی جامعه نسبت به جنگ ایفا کردند. این عکس‌های جنگ بود که به دورترین نقاط ایران راه پیدا کرد و اتحادی هشت ساله درمردم ایران ممکلت بوجود آورد.

 

وی در ادامه اظهار کرد : آن چه که امروز مهم و مطرح است پارادوکس آن چه است که از آن به عنوان تصویری واقع گرایانه از هویت واقعی ایران و ایرانیان یاد می‌شود. کارشناسان اعتقاد دارند که تصویری که امروز در اذهان بین‌المللی نسبت به ایران وجود دارد، از آن جا که نتیجه بیش از یکصد سال تصویرپردازی از چهره ایران توسط منابع غربی است، مخدوش و بدور از حقیقت جاری است. ارایه تنها یک نمونه و دلیل برای اثبات این نظریه در مورد عدم وجود توازن در این زمینه کافی است.

 

کاوه گلستان درباره عکاسان ایران گفت: عکاس ایرانی هیچ گاه نتوانست در حد لزوم نگاه خود را در سطحی بین‌المللی ارایه دهد. بضاعت اندک و محدودیت‌های گوناگون همیشه گریبان‌گیر عکاس و خبرنگار ایرانی و مانع پیشرفت او بوده است. در مواردی نادر شاهد موفقیت تعدادی عکاس و خبرنگار ایرانی در این زمینه‌ها بوده‌ایم، اما تاکنون فرصت اثرگذاری جدی بر افکار عمومی جهان در مورد ماهیت زندگی، وقایع و تحولات اجتماعی ایران به دست نیامده است و روشن است که نمی‌تواند متوقع بود فعالیت‌های فردی عکاسان در جهان غول‌های رسانه‌ای غرب بتواند کار ساز باشد.

 

وی با تاکید بر این که امکان به دست آوردن چنین مقام و پایگاهی برای ما وجود دارد و گفت: اما متاسفانه تاکنون در دسترس عکاسان قرار داده نشده است. امروز پس از گذشت بیش از یک دهه استقرار مراکز آموزش عکاسی در دانشگاه‌های ایران و در حالی که برای اولین بار در تاریخ مطبوعات ایران درصد قابل توجهی از عکاسان مطبوعاتی شاغل را جوانانی تشکیل می‌دهند که دارای مدارک دانشگاهی در رشته عکاسی و عکاسی خبری هستند،‌ عرصه عکاسی مطبوعاتی ایران همچنان تنگ‌تر از آن است که بتوانیم در مقام مقابله با بینش غرب نسبت به هویتمان برآییم. زمانه و گردش دوران رهای از این محدودیت‌ها را می‌طلبد.

 

کاوه گلستان درباره‌ی معضلات موجود در ارتباط با عکاسان ایران گفت : معضلات فراوان است از کیفیت آموزش تا کیفیت حقوق صنفی، از عدم وجود امنیت حرفه‌ای تا عدم وجود شناخت از راهکارهای تئوریک و فنی، از عدم وجود زمینه‌های لازم برای بحث و گفت‌وگو در امور زیربنایی و مبانی نظری، این حرفه تا عدم دسترسی به ابزار پیشرفته ضروری.

 

کاوه گلستان درباره ضرورت وجود انجمن عکاسان گفت : مدت کوتاهی است که بنا بر ضرورت عکاسان مطبوعاتی گردهم آمده و با تاسیس انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران گام‌های نخستین را برای کسب و تثبیت هویت و موقعیت حرفه‌ای خود برداشته‌اند، اما روشن است که تنها با ایجاد موقعیت‌های جدید هست که می‌توان از این گروه از جوانان فعال مملکت استفاده برد. به امید آن که بتوانیم روزی نگاه خود به جامعه و مملکت خودمان را جایگزین نگاه خام و سطحی دیگران به سرزمین‌مان نماییم.

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها