موضوعات مهم

مردی از درون آتش به سوی من می دوید گفتگویی با رونالدو اشمیت؛ نامزد جایزه عکس سال ورلدپرس فوتو 2018

مردی از درون آتش به سوی من می دوید

ترجمه اختصاصی نوریاتو: رونالدو اشمیت عکاسی ونزوئلایی است که اکنون در مکزیک زندگی می کند. او در این کشور به عنوان عکاس برای آژانس عکس فرانس پرس فعالیت می کند. تاکنون اشمیت طیف وسیعی از داستان ها را روایت کرده؛ از مسابقات فوتبال گرفته تا زلزله اخیر در مکزیکوسیتی.

 

به گزارش مجله عکس نوریاتو، اشمیت برای عکسی که در اعتراضات ضد دولتی در ونزوئلا به تصویر کشید، نامزد جایزه بهترین عکس سال ورلدپرس فوتو در سال ۲۰۱۸ شده است. این عکس مردی را نشان می دهد که در درگیری خشونت آمیز با پلیس ضد شورش آتش گرفته است.

 

سایت bjp به تازگی گفتگویی با رونالدو اشمیت انجام داده است که در ادامه آن را با ترجمه اختصاصی نوریاتو می خوانیم:

 

چندبار در ونزوئلا عکاسی کرده اید؟ معمولا در این کشور از اعتراضات و درگیری ها عکاسی می کنید؟

 

بارها در ونزوئلا کار کرده ام. به بیان ساده تر، من یک ونزوئلایی هستم. ملیت ام، رفتن به این کشور و عکاسی در آن را تبدیل به امر راحتی برای من کرده است. سال گذشته به مدت دو ماه در ونزوئلا کار کردم.

 

آیا معمولا در این تظاهرات آتش سوزی رخ می دهد؟ می توانید بیشتر درباره چگونگی گرفتن این عکس بگویید؟

 

به طور معمول مردم در تظاهراتی که در ونزوئلا رخ می دهد، در معرض آتش قرار نمی گیرند اما شما می توانید در صحنه تظاهرات سنگرهایی را ببینید که در مقابل آتش ساخته شده اند. مردم در این تظاهرات از کوکتل مولوتف استفاده می کنند. من این عکس را زمانی گرفتم که موتور سیکلت یکی از نیروهای گارد ملی در میان درگیری بین مردم معترض و نیروهای دولتی منفجر شده بود. موتورسیکلت روی زمین افتاده بود و در حال سوختن بود. جوانان نیز دور آن جمع شده بودند. یکی از معترضان به مخزن بنزین موتور، ضربه ای زد که منجر به انفجار دیگری شد. آن معترض هم آتش گرفت که می توانید در عکس، تصویر او را مشاهده کنید.

 

رونالدو اشمیت مجله عکس نوریاتو

 

من پشت سر او ایستاده بودم. چند متر دور شدم. اما زمانی که گرمای شعله های آتش را حس کردم، دروبینم را در دست گرفتم و از هرچیزی که در آن موقعیت در حال رخ دادن بود، عکاسی کردم. تمام این اتفاقات در عرض چند ثانیه رخ داد. برای همین نمی دانستم که در حال عکاسی از چه چیزی هستم. در حقیقت غریزه ام مرا هدایت کرد. خیلی سریع همه چیز اتفاق افتاد. تا زمانی که متوجه شدم چه اتفاقی افتاده، دست از عکاسی برنداشتم. یک نفر در حال دویدن به سوی من بود.

 

چند عکس از آن مرد گرفتید؟ چگونه از میان تمام عکس هایی که گرفتید، عکسی را برای نشان دادن به افکار عمومی انتخاب کردید؟

 

بعد از انفجار موتورسیکلت، چند عکس گرفتم. در میان هرج و مرج و آتش سوزی، عکاسی را متوقف نکردم. من باید از آن صحنه حدود ۲۰ عکس می گرفتم. باید در میان عکس ها، تصویری را انتخاب می کردم که از بقیه قدرتمندتر ظاهر شده بود. و بعد مستقیما آن را از دوربینم برای سردبیرم می فرستادم. کمی بعد توانستم در دفتر خبرگزاری، بنشینم و عکس هایی که گرفته بودم را ببینم. سپس در آرامش تعداد بیشتری عکس فرستادم.

 

می دانید چه اتفاقی برای آن مرد افتاد؟

 

چند روز پس از حادثه، او را در رسانه ها دیدم. از مردم دعوت می کرد تا به اعتراضات در خیابان ادامه دهند. در اخبار خواندم که سوختگی هایش بهبود یافته است. درست بعد از انفجار توسط تیم پزشکی به بیمارستان انتقال داده شد.

 

شما یک عکاس خبری هستید و از این داستان به دنبال داستان دیگری می روید. چگونه هربار پرداختن به داستانی را برای خود تنظیم می کنید؟

 

من سعی می کنم تا قبل از عکاسی درباره آن داستان کمی مطالعه داشته باشم. محتوایش را متوجه شوم و به منظور اینکه چه اتفاقی در حال رخ دادن است، کمی اطلاعات کسب کنم. سپس فکر می کنم که چگونه می توانم آن اتفاق را به وضوح به تصویر بکشم. بعضی از داستان ها قوی تر از بقیه هستند و در ذهن و خاطراتم بیشتر باقی می مانند.

 

عکاسی خبری کاری پویا است. از این داستان به داستان دیگری می روم. اما بعضی از روایت هایی که به تصویر کشیده ام، هرگز از ذهنم پاک نمی شوند. بخصوص آن دسته از داستان هایی که نوعی تراژدی انسانی و رنجی را روایت می کنند. برخلاف پروژه های بلندمدت در عکاسی خبری باید سریع و با شدت کار کنم. منابع و زمان کمی در اختیار دارم. چیزهایی که در این کار از مهم ترین مقولات هستند.

 

عکس شما اتفاقاتی را در ونزوئلا نشان می دهند که واقعا ناامیدکننده است. آیا این شیوه ای است که در آن کشور سوژه ها را می بینید؟

 

در آن روزها، خشونت زیادی در خیابان ها حکم فرما بود. اعتراضات بسیار شدید بود. می توانستید احساس کنید که در هر لحظه اتفاقی بزرگ در حال رخ دادن است. اکنون وضعیت بدتر شده است. خشونت دیگر وجود ندارد و معترضان کمتر شده اند اما غذا و دارو کمیاب تر شده اند. خدمات بدتر و بدتر شده است. احساس می کنم که جمعیت نا امید شده و همه چیز را رها کرده اند. بسیاری از آنها از کشور رفته و خانواده های زیادی از هم پاشیده است.

 

مترجم: سعیده فراهانی

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها