موضوعات مهم

آناهیتا قبائیان: دنیای عکاسی احترام بسیاری برای عباس قائل بود گفت‌وگوی نوریاتو با مدیر گالری راه ابریشم؛

آناهیتا قبائیان: دنیای عکاسی احترام بسیاری برای عباس قائل بود

نوریاتو: خبر تاسف‌بار درگذشت عباس عطار روز گذشته بسیاری از عکاسان و فعالان این حرفه را متاثر کرد. آناهیتا قبائیان مدیر گالری راه ابریشم که دوستی نزدیک و صمیمانه‌ای با عباس عطار داشت، در گفت‌وگو با نوریاتو با اشاره به این‌که او زندگی پربار و خوبی داشت، گفت: «خوشحالم که عباس قوی و سرپا از دنیا رفت.»

 

به گزار مجله عکس نوریاتو، آناهیتا قبائیان درباره این عکاس برجسته ایرانی گفت: «عباس به مرحله‌ای رسیده بود که کارش به همه ثابت شده بود. عضو آژانس مگنوم بود، تعداد زیادی کتاب منتشر کرده بود، عکاسان بسیاری تحسینش می‌کردند و دنیای عکاسی احترام زیادی برایش قائل بود؛ همه این‌ها معیارهایی برای عکاسان بود تا او را به نوعی به عنوان هدفی برای خود مشخص کنند و خود را به او برسانند.»

 

مدیر گالری راه ابریشم ادامه داد: «من در این سال‌ها در تمام بچه‌های عکاسی که با ما همکاری می‌کردند، این مساله را می‌دیدم، بخصوص زمانی که برنامه‌ای در خارج از کشور می‌گذاشتنیم -چون این اواخر دیگر به ایران نمی‌آمد- به محض شروع برنامه‌هایمان در کنار ما حضور داشت و بچه‌ها را یکی یکی می‌خواند و با آن‌ها صحبت می‌کرد و من همیشه تحسین را در چشم آن‌ها می‌دیدم و میان کلامشان می‌شنیدم. عباس برای آن‌ها در جایگاهی قرار داشت که همگی آرزوی رسیدن به آن مرحله را در دل داشتند.»

 

او همچنین با اشاره به واکنش رسانه‌های مختلف خارجی از جمله نشریات فرانسوی، گفت: «امروز از صبح مطالبی را که درباره او نوشته شده می‌خوانم روزنامه‌های فرانسه مثل لیبراسیون از صبح درباره او می‌نویسند. عباس یکی از ستون‌های عکاسی بود و این نه تنها مختص ایران، بلکه موقعیتی بین‌المللی بود. آژانس مگنوم یکی از آژانس‌های عکاسی دنیاست که فقط شامل عکاسان فرانسوی نمی‌شود و از تمام دنیا عکاسان بزرگی را جذب کرده و عباس در این آژانس نقش مهم و پایه‌ای داشت.»

 

قبائیان با اشاره به این‌که عباس عطار به موضوعات جالب توجهی در عکاسی می‌پرداخت، صحبت‌هایش را این‌طور ادامه داد: «به طور مثال درباره مذاهب کار می‌کرد و برای او جالب بود که وجه تشابه و تفاوت مردم در مذاهب مختلف چیست و کتاب‌های زیادی در این مورد منتشر کرده بود.»

 

او اضافه کرد: «عباس عکاس خبری بود و در جنگ‌ها و رخدادهای متفاوتی در دنیا حضور داشت، همینطور از قحطی‌های بزرگی در دنیا عکاسی کرده بود، از آفریقا تا انقلاب و جنگ ایران عکاسی کرده بود. البته عباس از ابتدا به دنبال چنین موضوعاتی بود و بعدها نیز به دنبال موضوعاتی رفت که دغدغه شخصی او بود و تا همین اواخر و تا وقتی که می‌توانست کار کند و از این کشور به آن کشور برود، به این موضوعات پرداخت.»

 

او با اشاره به این‌که در عکس‌های او می‌توان مردم کشورهای مختلفی را در حین بجا آوردن وظایف خود در مذاهب، تماشا کرد، گفت: «کتاب‌های آخر او بسیار جالب است، ولی عکس‌های ابتدایی او هم جالب هستند. امروز به رادیو فرانسه گوش می‌دادم یکی از سوال‌هایی که از او پرسیده می‌شد این بود که چرا به سبک سیاه و سفید عکاسی می‌کنید؟ او جواب می‌داد که دنیا رنگی است و من به عنوان یک عکاس می‌توانم دیدگاه دیگری داشته باشم و من عکاسی سیاه و سفید را انتخاب می‌کنم. او همیشه می‌گفت که من عکاسم و هر کسی باید کار خود را به نحو احسنت انجام بدهد، من نه پزشکم و نه سیاستمدار و من هیچ نقش دیگری ندارم، یک عکاس هستم و زمانی که برای عکاسی به جایی می‌روم تنها وظیفه من این است که آن عکس را به بهترین شیوه ثبت کنم و به دنیا مخابره کنم. اگر از بچه‌ای که در قحطی از وزنش کاسته شده عکاسی می‌کنم وظیفه من اصلا نجات دادن او نیست ولی وقتی با عکسم بر می‌گردم تا مدت‌ها ناراحتم و غصه می‌خورم.»

 

آناهیتا قباییان عباس عطار مجله عکس نوریاتو

 

قبائیان با اشاره به این‌که عباس یک مهره مهم در عکاسی بین‌المللی است، ادامه داد: «برای ما که عکاسی‌مان جوان است و تنها عکاسی معاصر ما قوی است، عباس مهره‌ای بسیار مهم به شمار می‌رود که به همه کمک می‌کرد و هر وقت امکانش را داشت با عکاس‌ها صحبت می‌کرد و با صراحت نکات ضعف و قوت عکس‌های آن‌ها را بیان می‌کرد.»

 

او در ادامه صحبت‌هایش درباره حواشی مختلفی که برای این عکاس به وجود آمده بود، گفت: «من کاری ندارم در ایران چه چیزی گفته شده و می‌شود و او هم از این موضوع رنج می‌برد. چندین سال پیش که به ایران آمد -شاید در حدود دوازده یا سیزده سال پیش- به من گفت که دلش می‌خواهد برنامه‌ای بگذارد تا جوانترها با خلاقیت خودشان در این برنامه شرکت کنند و عباس بتواند به آن‌ها مشورت بدهد. یادم هست که از چند تن از عکاسان جوان را دعوت کردیم و در فضای گالری ابریشم در فرمانیه میز بلندی گذاشتیم و آن‌ها عکس‌های خود را روی میز چیدند و عباس با هر کدام از آن‌ها با صبر و حوصله صحبت کرد و به آن‌ها توصیه هایی داشت که برای همه آن‌ها موثر بود. بعدها برخی از عکاسان حاضر دراین برنامه به گالری می‌آمدند و یا من از دور کارهای آن‌ها را در نظر داشتم و متوجه شدم این برنامه برای اغلب آن‌ها موثر بود.»

 

او همچنین درباره رابطه‌ای که در این سال‌ها با عباس عطار داشت، این‌طور توضیح داد: «من با عباس دوستی نزدیکی داشتم و هربار که به فرانسه می‌رفتم او را می‌دیدم آخرین‌بار ماه آذر بود که دعوتم کرد و به خانه‌اش رفتم و در خلال حضور گالری راه ابریشم در پاریس فوتو نیز به غرفه ما آمد، می‌دانستم که مریض است ولی با این‌حال آمد و با بچه‌ها صحبت کرد و نظر خود را گفت و حتی به یکی از عکس‌ها اشاره کرد و گفت این خیلی بد است و چرا این را گذاشتید؟! ولی به عکس‌های دیگر نیز اشاره کرد و آن‌ها را عالی توصیف کرد. همین باعث شد من از او بخواهم در پروژه‌ای با من همکاری کند تا یکسری از عکس‌ها را انتخاب کنیم و او هم در پاسخ گفت می‌خواهد تعدادی از عکس‌های خودش را نیز در میان آن‌ها بگذارد، البته این پروژه حالا نیمه تمام مانده است و باید ببینیم به جایی خواهد رسید یا خیر.»

 

قبائیان در پایان گفت: «آخرین‌باری که به خانه‌اش رفتم یک گلدان کوچک گل با خودم بردم و نوروز امسال در آخرین ایمیلی که با هم رد و بدل کردیم عکسی از این گلدان برایم فرستاده و نوشته بود که آن گلدان، گل داده است و من این را به فال نیک می‌گیرم. من هم به او جواب دادم با همه علاقه‌ای که به تو دارم این گل را برایت آوردم و امیدوارم که حالت خوب باشد و دیروز این خبر را شنیدم. البته در ایمیلی که با پسرش داشتم نوشته بود که بدون درد و بدون ضعیف شدن از این دنیا رفت. انسان پر قدرتی بود و زندگی پربار و خوبی داشت. این تنها چیزی است که برای همه ما آدم‌های زمینی ثابت شده است و سرنوشت همه ما هیمن است و من خوشحالم که عباس قوی سرپا رفت.»

 

گفت‌وگو از مرضیه قزوینی زاده

 

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر