موضوعات مهم

بهترین عکس من: بابی کلاین

بهترین عکس من: بابی کلاین

ترجمه اختصاصی نوریاتو: بابی کلاین در سال ۱۹۴۳ در کالیفرنیا متولد شد. او در زمینه عکاسی هیچ تحصیلاتی ندارد و آن را به صورت خودآموز فراگرفته است. کلاین قبل از اینکه کار خود را در زمینه عکاسی آغاز کند، به عنوان سرآشپز در رستوران ها کار می کرد. بعد به تلویزیون رفت و در برنامه زنده رقص مشغول به فعالیت شد. کمی بعد عکاسی را دنبال کرد. بیشترین شهرت او برای عکس های پرتره ای است که از افراد مشهور گرفته است.

 

به گزارش مجله عکس نوریاتو، بابی کلاین در گفتگویی با گاردین از بهترین عکس خود می گوید:

 

من اولین عکاس رسمی گروه موسیقی دورز بودم و این عکس را هم صبح زود گرفته بودم. سال ۱۹۶۷ بود و ما به سمت ساحل ونیز در لس آنجلس می رفتیم تا تعدادی عکس های تبلیغاتی بگیریم. میان راه به شدت گرسنه شدیم. برای همین جیم پیشنهاد داد تا در کافه ای به نام Lucky U  توقف کنیم. آنجا مکان مورد علاقه اش در کالیفرنیا برای خوردن صبحانه بود. رستوران کوچک مکزیکی که متعلق به مردی چینی بود؛ جایی که فقط یک کانتر کوچک داشت و هیچ میزی نیز نداشت. جیم هم آبجو و یک سوپ مخصوص مکزیکی سفارش داد. اصلا برای ما تعجب آور نبود که او را ببینیم که در عرض یک ساعت آن هم صبح زود با ۶ آبجو خودش را مست کند.

 

من همیشه از عکاسی از مردم در زمان غذا خوردن لذت می برم. نوعی صمیمیت در این نوع عکاسی وجود دارد. برای همین به پشت کانتر رفتم و شروع به عکاسی کردم. جیم مرد جذابی بود. می توان گفت که شبیه مجسمه داوود بود. داشت سوپش را به آهستگی می خورد که نگاهی به من انداخت و گفت: «این مرد دیگه کیه؟». قدرتی در چشمانش وجود داشت و کاملا برایش مهم بود که به عنوان یک خواننده معتبر دیده شود.

بابی کلاین جیم موریسون مجله عکس نوریاتو

در ماشین وقتی که به خانه برمی گشتیم، جیم و بقیه گروه برای اولین بار از رادیو در حال گوش دادن به آهنگ Break on Through (اولین تک آهنگ گروه دورز) بودند. همه هورا می کشیدند و خوشحالی می کردند. همه آنها به این درک رسیده بودند که چه چیزی می تواند برایشان موفقیت به حساب بیاید.

 

جیم شخصیت بی ادب و بدجنسی داشت. یک بار برای عکاسی بیرون رفته بودیم که ناگهان غیبش زد. کمی بعد با لبخند شیطنت آمیزی برگشت و من هم از او در همان حال عکس گرفتم. کمی بعد زمانی که عکس ها را ظاهر می کردم متوجه شدم که چه کاری انجام داده بود: پشت درخت ها پنهان شده بود. خود را از روی شلوار تحریک کرده بود و داشت آلت خود را رو به سوی دوربین نشان می داد.

 

من و جیم تقریبا همسن بودیم و مانند یکدیگر فکر می کردیم. او و دوست دخترش، پم کورسن به جایی برای زندگی رفته بودند که در همسایگی من و همسرم بود. محله ای به نام لورل کنیون در لس آنجلس. شبی را به یاد می آوردم که با جیم بودم، باهم سیگار می کشیدیم و به آهنگی از گروه بیتلز گوش می دادیم. آن شب، شب فوق العاده ای بود.

 

یک شب هم پم دیر به خانه رسید و بعد ادعا کرد که جیم تلاش کرده تا او را بکشد. پم به ما گفت وقتی جیم فهمیده بود که با فرد معروفی که به او هروئین داده بود، روی هم ریخته؛ سعی کرده بود تا به زور او را در کمد بیاندازد و بعد آن را به آتش بکشد. جیم از هروئین متنفر بود و شاید داشت تلاش می کرد تا پم را ترک بدهد. بعد از آن اتفاق پم چند هفته با ما بود.

 

شبی در اوائل دهه ۱۹۹۰ میلادی، الیور استون، وال کیلمر و مگ رایان مهمان من بودند. آن شب این قصه را برایشان تعریف کردم. الیور هم تصمیم گرفت این ماجرا را در فیلمی که داشت درباره گروه دورز می ساخت، قرار دهد.

 

آخرین باری که جیم را دیدم در سال ۱۹۷۱ بود. زمانی که گروه دورز در مهمانی های خصوصی اجرا داشت. من در آن زمان با همکاری جک نیکلسون رستوران خرگوش سیاه را داشتم. یک شب آنها در رستوران ما برنامه داشتند. جیم خیلی مست کرده بود و روی ابرها بود. اما او اصلا مثل اکثر کسانی که مست می کنند، ناامید و ناهوشیار نبود. چیزی که به اشتباه در فیلم الیور استون به تصویر کشیده شده بود. جیم به راحتی می توانست در حالت مستی کار کند. او همیشه اشتیاق برای حرف زدن داشت.

 

سال بعد، جیم از دنیا رفت. من و پل راتچایلد، تهیه کننده گروه، دوستان صمیمی او بودیم. او بعدها درباره نحوه مرگ جیم با من صحبت کرد. شبی جیم مطابق معمول مست کرده بود و به خانه آمده بود. در جیب لباسش پودری را پیدا می کند و چون فکر می کرد کوکائین است، بیش از حد مصرف کرده بود. اما بسته حاوی هروئین بود و او را به کشتن داد. پم او را به حمام برده بود و تلاش کرده بود تا احیایش کند اما دیگر خیلی دیر شده بود.

 

بابی کلاین

 

تولد: لس آنجلس، کالیفرنیا؛ بابی کلاین جیم موریسون مجله عکس نوریاتو۱۹۴۳

 

دانش آموخته: عکاسی را به صورت خودآموز فراگرفته است.

 

تحت تاثیر: هنری کارتیه برسون در عکاسی مستند و من ری از نظر تکنیک های عکاسی.

 

بهترین دستاورد: کار کردن برای ایگور استراوینسکی(آهنگساز روس) در سال ۱۹۶۷٫

 

بدترین دستاورد: اوایل دهه ۱۹۷۰، زمانی که شرکت های ضبط شروع به استخدام کارگردان های هنری کردند و به حالت خصوصی درآمدند.

 

توصیه کلیدی: «تکنیک را رها کنید و فقط عکاسی کنید. من از افراد مشهور زیادی عکاسی کرده ام و آرزو دارم که کاش عکس های بیشتری از آنها می گرفتم.»

 

 

مترجم: سعیده فراهانی

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر

پربازدیدترین ها