بهترین عکس من: گارسیلا ایتوربید

بهترین عکس من: گارسیلا ایتوربید

ترجمه اختصاصی نوریاتو: پرتره های گارسیلا ایتوربید توجه ویژه او به جزئیات و زندگی روزمره را نشان می دهد. آثار او در سطح بین الملل بخصوص موزه های مشهوری همچون موزه هنرهای معاصر سان فرانسیکو به نمایش درآمده است. او برای مجموعه عکس «سری ها» جایزه بنیاد یوجین اسمیت را در سال ۱۹۸۷ به دست آورد.

به گزارش مجله عکس نوریاتو، گارسیلا ایتوربید در مصاحبه ای با گاردین از بهترین عکس خود می گوید:

 

این عکس را در بیابان سونورا مکزیک در سال ۱۹۷۹ به تصویر کشیدم. در آن زمان بر روی مجموعه ای درباره مردم مکزیک به سفارش آرشیو مردم نگاری موسسه بومی ملی مکزیک کار می کردم. به مدت یک ماه و نیم در شهر قبیله ای پونتا چوئکا در نزدیکی مرز آریزونا بودم. در آن زمان فقط ۵۰۰ نفر در آن شهر زندگی می کردند و از آنجایی تعدادشان خیلی کم بود باید از آنها اجازه می گرفتم تا بتوانم پرتره شان را به تصویر بکشم. شروع کار در این شرایط امر دشواری بود اما خیلی زود یکدیگر را شناختیم و عکاسی از آنها آسان شد.

 

کسانی که در شهر پونتا چوئکا زندگی می کردند، سری نامیده می شدند. آنها قبیله ای از سرخ پوستان آمریکای میانه بودند. در حقیقت عشایری بودند که حالا شهرنشین شده بودند. این عکس نمایانگر گذار از شیوه سنتی به شیوه ای است که دنیای سرمایه داری برای زندگی آنها به ارمغان آورده بود. به عنوان مثال، سری ها دیگر خانه هایشان را به جای چوب با آجر می ساختند.

 

این واقعیت را دوست داشتم که آنها هنوز مستقل بودند و سنت هایشان را از دست نداده بودند با این حال هر چیزی را که مورد نیازشان بود از فرهنگ آمریکایی گرفته بودند. سری ها باور داشتند پول نابرابری و فردگرایی را ترویج می کند و نمی خواستند به جامعه ای تجزیه شده تبدیل شوند.

 

روزی که این عکس خاص را به تصویر کشیدم، همراه با گروهی به غاری رفته بودم که پر از نقاشی های دیواری بود. از این زن که در اطراف غاز راه می رفت، فقط یک عکس گرفتم. من او را Mujer Ángel به معنی زن فرشته می نامم، به این دلیل که مانند فرشته ای به تصویر کشیده شده که می خواهد بر فراز بیابان پرواز کند. او ضبط صوتی همراه با خود داشت. وسیله ای که سری ها در ازای تعدادی صنایع دستی مانند سبد و کلاه با آمریکایی ها معاوضه می کردند تا بتوانند به موسیقی مکزیکی خودشان گوش دهند.

 

وقتی که از پونتا چوئکا برگشتم، عکس ها را ظاهر کردم اما اصلا به این عکس توجهی نکرده بودم. کمی بعد سردبیرم به دیدن ام آمد و درباره آن پرس و جو کرد. در آن لحظه اصلا به یاد نمی آوردم که چنین عکسی گرفته باشم، اتفاقی که برای من عادی نبود. همیشه در خاطرم می ماند که از چه چیزی عکس گرفته ام. چیزی که باعث شده بود این عکس را دوست داشته باشم، لحظه ای از بیابان بود که مرا شگفت زده کرده بود.

 

کمی بعد دوباره به پونتا چوئکا برگشتم تا نمایشگاهی برگزار کنم. سری ها چندان از عکس های من لذت نبردند به این دلیل که عکس ها سیاه و سفید بود و آمریکایی ها همیشه عکس های رنگی از آنها می گرفتند. اما در نهایت پرتره هایشان را با خود به خانه بردند.

 

گارسیلا ایتوربید

 

تولد: مکزیکو سیتی، ۱۹۴۲

دانش آموخته: دانشکده ملی فیلم مکزیک

تحت تاثیر: ژوزف کودلکا، دیان آربس و لولا آلوارز براوو

بهترین دستاورد: هر روز کار کردن و امید داشتن به گرفتن عکسی بهتر

بدترین دستاورد: دستاورد بدی تاکنون نداشته ام. عکاسی برای من مانند درمان می ماند.

 

مترجم: سعیده فراهانی

https://www.theguardian.com/artanddesign/2012/sep/19/graciela-iturbide-best-photograph

 

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر