مهرداد افسری: در کنش عکاسانه، عکاس نمی خواهد چیزی را عوض کند و فریاد بزند

مهرداد افسری: در کنش عکاسانه، عکاس نمی خواهد چیزی را عوض کند و فریاد بزند

نوریاتو: نشست تخصصی عکاسی «درباره نگاه شخصی» با مدیریت محمد مهدی رحیمیان و با حضور محمدرضا شریف زاده، مهرداد افسری و مجید ناگهی در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان برگزار شد.

 

به گزارش مجله نوریاتو به نقل از روابط عمومی همایش، در ابتدای این نشست محمد رضا شریف زاده درباره رسیدن به تعریفی درباره نگاه شخصی گفت: هدف ما رسیدن به تعریفی درباره نگاه شخصی نیست، چون واژه های مربوط به هنرهای تجسمی چندان تعریف پذیر نیستند. تعریف نگاه شخصی در حیطه هنرهای تجسمی به دشواری تعریف زیبایی در ساحت فلسفه افلاطون است و این شخصی بودن موجب می‌شود که تعریف پذیری هنرهای تجسمی سخت شود. مفهوم ایده شخصی آنچه می تواند هنرمند را متفاوت کند به چهار دسته تقسیم می کنم، هر هنرمندی برای دستیابی به انگیزه شخصی به چهار علت نیاز دارد؛ علت های مادی که با انگیزه‌های مالی متفاوتند. علت های فاعلی؛ مجموعه‌ای از ایده هایی هستند که خلق شدند، اما زمانی که به فیلتر فکری ما می‌رسند به پدیده تازه ای تبدیل می شوند. علت های غایی شامل اهداف پدید آوردن یک نگاه شخصی با مجموعه ای از هدفمندی های هنرمند از قبیل اهداف ایدئولوژیک، اجتماعی و سیاسی می شود. علت های صوری شامل پدیده هایی است که به نام اثر عکاسانه هستند؛ یعنی چیزی که از پس ذهن هنرمند بر اساس پیشینه ذهنی او روی دیوار نقش می‌بندد و بدون دسترسی به نگاه شخصی هنرمند نمی‌توانیم به هدف غایی او پی ببریم.

 

عکاسی، زاده مدرنیسم و اوج خردگرایی و هنر است

 

در ادامه مهرداد افسری با بیان اینکه نگاه های مختلفی وجود دارد و می‌توانم با بخش‌هایی از زاویه دید شریف زاده مخالف باشم، گفت:

 

قصد دارم برای تعریف شخصی از هنر به قبل تر برگردم و نگاهی تاریخ محور به ذات هنر داشته باشم. اگر بخواهم تقسیم‌بندی در ماهیت هنر داشته باشم، آن را به چهار بخش تقسیم می کنم. ما دوره ای از هنر قرون وسطی داریم که از نظر ماهوی به ازل و ابد می پردازد. بعد به هنر رنسانس می‌رسیم که گذشته محور است؛ یعنی ایده‌ها کانسپت معنایی خود را از اساطیر و مذهب می‌گیرد. دوره بعدی دوره هنر مدرنیستی است که معطوف به آینده است. عصر امروز هم شامل این تقسیم‌بندی‌ها می شود و منظورم یک وضعیت است، نه صرفاً دوره ای که در آن زندگی می کنیم.

 

مهرداد افسری با اشاره به اینکه عکاسی زاده مدرنیسم و اوج خردگرایی است، یادآوری کرد: تحولی که در هنر شکل گرفت، در عکاسی به اوج خود رسید و اوج هنر زمانی است که عکاسی به وجود آمد. عکاسی زاده نوعی تجلی خردگرایی است و در ذات خود کنش شخصی دارد.

 

او با بیان اینکه عکاسی به شدت یک کنش فردی است، اضافه کرد: حتی اگر دو نفر از یک مکان مشخص عکس بگیرند، متفاوت می شود، چون دیدگاه ها متفاوت است. امروز در دوره ای زندگی می کنیم که تنها نگاه شخص محور ما به اثر هنری کافی نیست. اینکه کجا این نگاه شخصی حاصل جریاناتی است که در مقطعی از زندگی ما اتفاق افتاده، اما همگانی شده است، اهمیت دارد. عکاسی باید ایده و نگاه شما را به جهان نشان دهد.

 

عکاسی قبل از فکر یک وسیله ارتباطی است

 

در ادامه مجید ناگهی با اشاره به اینکه قصد دارد عکاسی را از زاویه ارتباطی بررسی کند، گفت: اساسا عکاسی را قبل از فکر یک وسیله ارتباطی می‌دانم؛ یعنی چرخه ارتباطی که در مواجهه با اثر عکاسی شکل می‌گیرد. در بین ارتباطاتی ها این مرسوم است که گفته می‌شود معنا نزد مخاطب است؛ یعنی اگر مخاطب تجربه ای نسبت به اثری که عکاس ارائه می دهد، نداشته باشد، احتمال برقراری ارتباط عکاس با او بسیار کم است؛ یعنی اینکه در چه فضایی دنبال چه اثری برای تاثیرگذاری بر مخاطب باشیم، اهمیت بسیاری دارد. از مباحث نظری در نهایت باید به چیزی برسیم که با مخاطب ارتباط برقرار کند.

 

دوره معاصر ما را به فراتر از تقسیم بندی های متداول هنری هدایت می کند

 

در ادامه شریف زاده در خصوص اینکه جهان پیش از خلق تفسیر و عکس در چه بخشی از تقسیم بندی چهارگانه اش قرار می گیرد، گفت: پیش از تولید اثر هنری فاز یک را بر اساس دو تعریف کلاسیک از محتوای هنری و آنچه امروز با آن رو به رو هستیم، تقسیم می کنم. در تقسیم بندی اول اثر هنری اثری بازنمایانه است؛ یعنی هنرمند بدون دخل و تصرف آن را ثبت می کند. در تقسیم بندی دوم فرانمایی اتفاق می افتد؛ یعنی مجموعه ای از احساسات و عواطف شخصی هنرمند وارد عکاسی می شود. در بخش سوم که فرم گرایی است، هنرمند فارغ از فرانمایی یا بازنمایی به ثبت و ضبط آنچه روی می دهد می پردازد. بخش چهارم نیز ترکیبی از اثر بازنمایانه و فرانمایانه است.

 

او با تأکید بر اینکه دوره معاصر کمتر قائل به این چهار گام است، افزود: دوره معاصر ما را به فراتر از چیزی که در این تقسیم بندی وجود دارد، هدایت می کند و قائل به این است که عکاسی هنر است.

 

شریف زاده درباره سه مفهوم پیش از تولید اثر هنری توضیح داد: در واقع پیش از تولید اثر هنری سه واژه کلی پرسونال لوک، پرسونال استایل و مالکیت شخصی داریم و بین این سه گانه ها تفاوت های فهمی وجود دارد و ممکن است به تولید محتوای هنری برسیم که تنها به جنبه فرم گرایانه یا آموزشی توجه داشته باشد.

 

عکاسی منشی دموکراتیک دارد

 

در ادامه افسری با تأکید بر اینکه باید بدانیم نگاه شخصی هنرمند چیست یا حاصل چه چیزی است، عنوان کرد: ما امروز نمی توانیم عکاسی را کنشی بدانیم که از جایی شروع و به جایی ختم می شود. تمام متفکران معاصر به دوره ای که ما زندگی می کنیم، بینامتنی می گویند و انسان های معاصر نیز چنین الگوی رفتاری دارند و از گسستی از گذشته به آینده می روند که به سرعت می گذرد و ملغمه ای از بایدها و نبایدهاست.

 

او با اشاره به اینکه انسان امروز در برهه ای زندگی می کند که هیچ قطعیتی برای او وجود ندارد، افزود: اگر بخواهیم به این انسان به عنوان هنرمند نگاه کنیم، نمی توانیم بگوییم با قطعیت جهان را نمایش می دهد. فردی که با این آثار رو به رو می شود نیز همین طور است.

 

افسری با طرح اینکه پیش از هر چیزی ما باید شخص را بشناسیم و بسیاری از عکس ها فاقد بینش و نگاه به درون هستند، گفت: عکاسی یک منش دموکراتیک است و نیاز به علم، دانش و دوره خاصی ندارد و با یک موبایل می توانید عکاسی کنید. این منش دموکراتیک عکاسی را به مستند جهان شمولی تبدیل می کند که در اختیار همه است. عکاسی منشی اجتماعی دارد و عکاس می خواهد به عکس کارکرد دیگری به جز آنچه در نگاه عمومی وجود دارد، برسد. او می خواهد یک بارقه همگانی فرهنگی مثل فقر و بحران آب را به چالش بکشد.

 

مهرداد افسری در خصوص کنش فردی توضیح داد: در کنش فردی عکاسانه، عکاس نه می خواهد چیزی را عوض کند و نه فریاد بزند بلکه می خواهد تنها از خودش بگوید که به جهان اطراف خود چطور نگاه می کند. بیرون وسیله ای در جهت نگاه درونی اوست و عکاس باید اول خود را بشناسد و بعد بگوید براساس چه پیش فرضی می خواهد با جهان رو به رو شود.

 

در ادامه مجید ناگهی با تأکید بر خودشناسی عکاس و مباحث مطرح شده، بیان کرد: اگر عکاس خود را نشناسد و نسبت به جهان زیسته معرفت نداشته باشد، نمی تواند کار کند و عکاسی چیزی جز نمایان کردن درون ما نیست. قطعا عکاسی که نگاه شخصی دارد، متفکر است، چون اگر روش ارتباطی درستی نداشته باشد، نمی تواند کارش را ادامه دهد. دوربین مطلقا ابزار هنری نیست بلکه فقط ابزاری است که اگر فرد هنرمند از آن استفاده و اثر هنری خلق کند، ابزار هنری است.

 

در ادامه شریف زاده با طرح این پرسش که آیا نگاه شخصی بر اساس جهان زیسته هنرمند است یا تجربه او، گفت: معمولا عده ای از هنرمندان را نام می برند که در خوانش جهان خود موفق و بیشتر سوار بر موج هنر هستند؛ یعنی روی گونه های مورد وثوق جامعه سوار می شوند.

 

او در خصوص ویژگی های سه گانه ای که به ما در تولید اثر عکاسی کمک می کند، تشریح کرد: ما واژه ای مثل ریشه شناسی عکاسی داریم که ویژگی های سه گانه ای در تولید اثر عکاسی می دهد و شامل مفاهیم ذهنی، مفاهیم عینی و ترکیبی از این دو می شود. ویژگی سوم بر اساس میکس کانسپت است که هنرمند برخلاف ویژگی های ایدئولوژیک، اثر هنری خلق می کند و به تدریج می تواند به تصویری شخصی و منحصر به فرد برسد.

 

او با تأکید بر اینکه امروز چیزی به نام پرسونال استایل و امضای شخصی در آثار هنری وجود ندارد، افزود: حتی نگارش کتاب های تاریخ هنر ما از سال ۲۰۱۰ متفاوت شده است.

 

ادراک انسان موجب شکل گیری هنر می شود

 

در ادامه مهرداد افسری با بیان نقل قولی از گادامر گفت: تصویر ما از جهان، زاده جهان نیست بلکه ساخته زبان است و ما جهان را به واسطه زبان می شناسیم. بر اساس نظام قراردادی برای اشیا نامی پیدا کردیم و جالب اینجاست که عکاس مستقیم با جهان رو به روست. ما آگاهیم در جهان درخت و زبان وجود دارد، اما چیزی که موجب شکل گیری هنر می شود، ادراک ماست.

 

مهرداد افسری با اشاره به اینکه ما در نهایت محدود به ابزارهای ادراک جهان هستیم، افزود: وقتی از ادراک و آگاهی صحبت می کنیم؛ یعنی اینکه به عنوان مثال به کوه نگاه کنید و بگویید چه احساسی در مورد آن کوه دارید و این همه چیزی است که شخص هنرمند را می سازد.

 

او با تمایز قائل شدن میان آگاهی و ادراک توضیح داد: آگاهی همگانی و ادراک یک کنش شخصی است و عکس در حوزه ادراک قرار می گیرد و قبل از هر چیزی باید بررسی کنیم که چقدر می توانیم از جهان اطرافمان به ادراک برسیم. معمولا ادراک ویژه موجب شکل گیری عکس های خوب می شود و ما جهان را به واسطه معنا، مفهوم و تأویل از پدیده ها تقسیم می کنیم.

 

در پایان نیز مجید ناگهی گفت: ما در این فضا اثر خلق می کنیم و در ساحت یک خالق قصد داریم چیزی را که خلق کردیم با مخاطب به اشتراک بگذاریم و چگونگی این بازتولید اهمیت دارد. اگر ما به ازای تصویری درست انتخاب نشده باشد، نمی توانیم به درک درستی برسیم.

 

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر