موضوعات مهم

“زیاد دیده نمی‌شدم” چطور باب کولسلاو از سلبریتی‌ها عکاسی می‌کرد؟

“زیاد دیده نمی‌شدم”

ترجمه اختصاصی نوریاتو: در یک نمایشگاه جدید، نویسنده، عکاس و بیوگرافر اندی وارهول، باب کولسلاو دیدگاه خودش را به فرهنگ وی آی پی اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ به اشتراک گذاشته است.

 

من در آلمان بودم که نویسنده، ویرایشگر و عکاس باب کولاسلو یک «دوربین جاسوسی» خرید. او همراه هنرمند پاپ، اندی وارهول بود و ماموریت داشت از ویلی برندت که بعدا صدراعظم آلمان غربی شد عکاسی کند

 

کولاسلو یک مینوکس ۳۵ ای ال خرید که بیشتر توسط جاسوسان زمان جنگ سرد مورد استفاده قرار می‌گرفت. به عنوان دست راست اندی وارهول او فقط زمان‌هایی از این دوربین استفاده می‌کرد که هیچکس برای عکاسی آمادگی نداشت.

 

اکنون قرار است  ۱۷۰ عکس از عکس‌های او در قالب نمایشگاهی با عنوان «عکس‌هایی از زمانی دیگر: تصاویر باب کولاسلو، ۱۹۷۶-۱۹۸۲» در نیویورک به نمایش گذاشته شود. این تصاویر پشت‌صحنه‌ای که او از ترومن کاپوت، میک جگر و لیزا مینلی گرفته است دسترسی‌های کولاسلو را به عنوان یک خبره وی آی پی دنبال می‌کند.

 

مطالعه بیشتر: زنان در نقاشی‌های داوینچی

 

باب کولاسلو می‌گوید: “من هیچوقت به صعود اجتماعی نیاز نداشته‌ام، اندی می‌دانست که من می‌توانم با همه صحبت کنم، به همین خاطر من را با خودش به مهمانی‌های مختلف می‌برد.”

 

یک عکس از وارهول و برندت در نمایشگاه وجود دارد که تمام معماها را حل می‌کند. کولاسلو ادامه می‌دهد: “اندی یک هنرمند معروف بود که به همه دسترسی داشت. چه کسی آثار هنری می‌خرد؟ افراد ثروتمند. چه کسی به سیاست‌مدارها پول می‌دهد؟ افراد ثروتمند. همه این‌ها به هم مرتبط هستند.”

 

در این نمایشگاه عکس‌هایی از معارفه جیمی کارتر در سال ۱۹۷۷ و معارفه رونالد ریگان در سال ۱۹۸۱ وجود دارد که کولاسلو به همراه وارهول در هردو مراسم شرکت کرده است. او می‌گوید: “اندی به کارتر رای داد و از آنجایی که خانواده‌ام جمهوری‌خواه بودند من هم به ریگان رای دادم.”

 

تصاویری هم از وارهول با جری زیپکین وجود دارد که املاک و مستقلات زیادی داشت و از نزدیکان ریگان بود. کولاسلو توضیح می‌دهد: “کسی فکرش را هم نمی‌کرد که اندی با بهترین دوست نانسی ریگان دوست باشد و جری هم کمک کرد در ازای عکس گرفتن از بانوان پولدار مبلغی پول دریافت کند.”

 

مطالعه بیشتر: عکاسی مد از فورت اسکات تا هالیوود

 

باب کولسلاو موفق شده است از رینگو استار گرفته تا رابرت روشنبرگ عکاسی کند اما یک عکس عجیب از جوانی‌های جان تراولتا گرفته است که در آن استی لاودر درحال نوشیدنی خوردن است و رابرت مپل‌تورپ نیز درحال سیگار کشیدن می‌باشد. :من عاشق گرفتن عکس‌هایی هستم که در آن دست‌ها جلو یک صورت را گرفته‌اند و در آن‌ها مردم درحال ژست گرفتن نیستند.

 

باب کولسلاو خودش را عکاس تنبلی می‌داند و می‌گوید: “اندی می‌توانست در یک شب چهار حلقه فیلم مصرف کند، اما من فقط شبی یک عکس می‌گرفتم، تغییر نقش در مهمانی‌ها کار خیلی سختی است.”

 

باب کولسلاو

باب کولاسلوا، سلف پرتره، ۱۹۷۶

 

مردم فکر می‌کردند که اندی درحال تلاش برای به دست آوردن ریاست دنیای هنر است و باب کولسلاو هم مدیر تبلیغات و یا حداقل دستیار شخصی او می‌باشد. “مردم همیشه از من می‌پرسیدند تو چه کاری برای اندی انجام می‌دهی و من هم همیشه جواب می‌دادم من مترجم او هستم و حرف‌هایش را از انگلیسی به انگلیسی ترجمه می‌کنم، او می‌گوید: واو خدای من و من می‌گویم: اندی عاشق خانه شماست.

 

قبل از نقد فیلم در ویلیج ویس که باعث آشنایی باب کولسلاو با اندی وارهول شد، کولسلاو در دانشکده خدمات خارجی دانشگاه جورج تون در رشته روابط بین‌الملل تحصیل می‌کرد. او می‌گوید: “بخشی از چیزهایی که در دانشکده خدمات خارجی می‌خواندیم مربوط به این بود که چطور یک دیپلمات باشیم، من خودم خیلی خجالتی نبودم اما هیچوقت خودم را به کسی تحمیل نمی‌کردم.”

 

مهارت‌های دیپلماتیک او به حرفه وارهول کمک کرد اما به خودش هم به عنوان ویرایشگر نقد فیلم و نویسنده ثابت مجله ونیتی فیر هم کمک کرد. او می‌گوید:”مادربزرگ من همیشه می‌گفت: چیزی که می‌گویی زیاد اهمیتی ندارد بلکه مهم چگونه گفتن آن است، این پند کمک زیادی به من و حرفه‌ام به عنوان یک ژورنالیست کرده است، من همیشه سعی می‌کردم تون را خنثی نگه دارم. شما اگر وانمود کنید که دوستانه رفتار می‌کنید، می‌توان بیشتر به شخصیت آن‌ها پی ببرید.”

 

مطالعه بیشتر: عکاسی صفحه خشک

 

او در سال ۱۹۹۰ یک کتاب به نام «ترس مقدس: کلوزآپ‌های اندی وارهول» منتشر کرده است و در آن جزئیات کار خودش را به همراه وارهول توضیح داده است، سپس در سال ۲۰۰۴ نیز بیوگرافی خانواده ریگان را با عنوان «رونی و نانسی: مسیری به سمت کاخ سفید» منتشر کرد.

 

در یکی از تصاویری که در سال ۱۹۷۸ گرفته است، سردبیر ثابق وگ، دیانا وری‌لند حضور دارد که دست مانیکور شده خودش را در یک مکالمه در دابلزکلاب بالا برده است.

 

کولاسلو می‌گوید: “به نظر من مردم همه شبیه به هم هستند، من هنگامی که به ایتالیا سفر کردم و متوجه شدم همه ایتالیایی‌های باکلاس شبیه مادربزرگ و خاله‌هایم هستند که پشت یک میز نشسته‌اند و درحال مسخره کردن همسایه‌ها هستند، متوجه این موضوع شدم. این افراد ممکن است یک میلیون برابر پولدارتر باشند، عناوین بزرگی داشته باشند و درکاخ‌های باشکوه زندگی کنند، اما عمه جنی و مادربزرگ من هم می‌توانند اینگونه باشند”

 

این عکس‌ها اوج عصر دیسکو را نشان می‌دهد که نوع متفاوتی از آزادی را نسبت به دهه ۶۰ به تصویر می‌کشد. خیلی از این تصاویر در استودیو ۶۵ گرفته شده‌اند. کولسلاو می‌گوید: “بالاشهر، پائین شهر، همجنس‌گرا، دگرجنس‌گرا، فقیر، ثروتمند، همه درحال خوش‌گذرانی بودند. کوکائین هم روشی برای بیشتر بیدار ماندن و رقصیدن بود.”

 

مطالعه بیشتر: ارنست لودویگ – خیابان، درسدن

 

کولسلاو به تنهایی به عنوان یک عکاس شناخته نمی‌شود. در کتاب عکس تصاویر اندی وارهول، حدود ۲۰ عکس توسط باب کولسلاو ثبت شده‌اند اما به نام وارهول وارد کتاب شده‌اند. او می‌گوید: “این یک شغل بود” با این وجود او قبلا در گالری استیو کشر چند نمایشگاه برگزار کرده است و آثارش در موزه اندی وارهول در پیتزبرو به نمایش گذاشته شده‌اند. همچنین به همراه اشتیدل نیز یک کتاب عکس در سال ۲۰۰۷ چاپ کرده است.

 

او در مهمانی کریسمس جکی کندی شرکت نکرد و به جای آن با بیانکا جگر شام می‌خورد. “در تمام گروه فقط ما دو نفر بودیم که درباره نیکاراگوئه صحبت کردیم و واقعا درباره ژئوپولتیک صحبت کردیم.”

 

اندی وارهول

باب کولسلاو، لیزا مینلی به همراه مریسا برنسون در روز عروسی‌اش، بورلی هیلز، ۱۹۷۶

 

او هنگامی که وزیر خارجه سابق، هنری کیسینجر را در یک مهمانی دید، خیلی هول نشد. او در اینباره می‌گوید: “من نرفتم دقیقا از فاصله نزدیک عکس بگیرم و از یک فاصله دور از او عکس گرفتم.”

 

عکس‌های او علاوه بر اینکه یک زمان بدون تنش را ثبت می‌کنند، بلکه مربوط به زمانی هستند که کشور نسبت به الان کمتر تقسیم شده بود. “این عکس‌ها قبل از ایدز و پس از اتفاقات واترگیت و جنگ ویتنام گرفته شده‌اند. من هنرمندان زیادی را در معارفه کارتر دیدم و زنان را هم با کت پشمی در زمان ریاست ریگان دیده‌ام، آن زمان شوخی‌های بیشتری در بین جامعه دیده می‌شد. می‌توانستی درمورد خودت جوک بگویی، اما امروز جوک گفتن درمورد هرچیزی مخالفان خودش را دارد.”

 

او به یاد دارد که کیسینجر را به یاد دارد که درمورد لهجه‎‌اش جوک می‌گفت و فران لیبوویتز هم از هرچیزی که مد بود شکایت می‌کرد. مناظره‌های بین ریگان و کارتر از خشونت کمتری برخوردار بودند. او می‌گوید: “آن‌ها یکدیگر را دروغگو نمی‌خواندند و متمدنانه‌تر با یکدیگر مناظره می‌کردند. والتر کرونکیت اخبار را گزارش می‌کرد و همه ما فقط سه شبکه را می‌دیدیم.”

 

مطالعه بیشتر: نقاشی از طبیعت به سبک آمریکایی

 

برای دنیای تجارت و سیاست مهمانی‌ها و مراسمات شام را بی‌ارزش خواندن کار آسانی است اما همین مکالمات عادی است که به جلسات مهم‌تر تبدیل می‌شوند. باب کولسلاو عقیده دارد: “به همین خاطر است که واشنگتن تا این اندازه تک قطبی شده است، چون مردم یکدیگر را نمی‌شناسند، متنفر بودن از یک اسم آسان است، اما متنفر بودن از یک انسان کار سختی است.”

 

اما آیا این موضوع می‌تواند باعث شود مردم بیشتر با هم ارتباط داشته باشند؟ او می‌گوید: “ما حتی اگر به همراه کسی که با او هم عقیده نیستیم هم روی میز شام بنشینیم، می‌توانیم مخالفت‌ها را از بین ببریم”

 

باب کولسلاو ادامه می‌دهد: “چیزی که دونالد ترامپ کم دارد، شوخ طبعی درمورد خودش است، اگر او می‌توانست به این موضوع اعتراف کند که شخصیت بامزه‌ای دارد، ممکن بود مردم بیشتر او را دوست داشته باشند.”

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر