موضوعات مهم

کاراکترهای شکسپیر در آثار هنری میلیس دو هنرمند، چهار اثر هنری

کاراکترهای شکسپیر در آثار هنری میلیس

ترجمه اختصاصی نوریاتو: “بودن یا نبودن، مسئله این است.” با همین جمله ساده مطمئنا شما یکی از باهوش‌ترین افراد حوزه ادبیات را به یاد خواهید آورد. اینطور نیست؟ ویلیام شکسپیر نویسنده «رومئو و ژولیت» و «هملت» یکی از خاص‌ترین نویسندگان تاریخ است. فیلمنامه‌های او از آثار کلاسیک دراماتورژی محسوب می‎‌شود و منبع الهام هنرمندان بزرگی مانند جان اورت میلیس بوده است.

 

شکسپیر در سال ۱۵۶۴ به دنیا آمد و اکثر آثار خودش را از سال ۱۵۸۵ به بعد، یعنی طی دوره رنسانس خلق کرد. علاوه بر نوشتن، این هنرمند فعال خیلی از آثار خودش را کارگردانی کرده و در آن‌ها بازی کرده است.

 

او یکی از بزرگان نویسندگی و نمایش در زمان خودش بود. اما در عین حال به فکر آینده هم بود، زیرا آثار او تم‌های بدون زمان دارند: عشق، نفرت، انتقام، عدالت، حسادت و… در کارهای این نویسنده بزرگ دیده می‌شد.

 

جان اورت میلیس (۱۸۲۹-۱۸۹۶) به خاطر حضور در انجمن برادری پیشارافائل شناخته می‌شود و تعداد زیادی از آثار این نویسنده را نقاشی کرده است. در بین این آثار، دو اثر مشهورتر از بقیه آثار هستند: «اوفلیا» از نمایشنامه هملت و «لیر و کوردلیا» از نمایشنامه شاه لیر.

 

شکسپیر

جان اورت میلیس، اوفلیا، ۱۸۵۲

 

این نقاشی یکی از زیباترین آثار میلیس است و در دوران پیشارافائل شهرت زیادی برای او به ارمغان آورد. او از نمایشنامه هملت الهام گرفت که یکی از تراژدی‌های اصلی شکسپیر می‌باشد.

 

مطالعه بیشتر: مردم، زیر زمین و معما در آثار مارک راسکو

 

در هملت شکسپیر داستان هملت شاهزاده جوان دانمارک را نشان می‌دهد که روح پدرش به او می‌گوید برادرش باعث قتل او شده است. هملت به پدرش قول می‌دهد انتقام او را بگیرد اما پس از عهد بستن، دچار شک می‌شود. همین موضوع باعث ترکیب عدالت و انتقام می‌شود که نتیجه آن خودکشی اوفلیا است.

 

جان اورت میلیس

جان اورت میلیس، تحقیق برای اوفلیا، ۱۸۵۲

 

اوفلیا معشوقه هملت بود و با انداختن خودش داخل رودخانه خودکشی می‌کند. میلیس این صحنه را به صورت متمرکز به تصویر می‌کشد و گیاهان دور رودخانه، صحنه را محصور کرده‌اند. او با این کار روی دیالوگ ملکه در انتهای پرده چهار می‌گوید را برجسته می‌کند:

 

“…او چند آهنگ قدیمی را زمزمه کرد

مانند یک پری دریایی که توانایی تحمل دردهای خودش را ندارد

یا مانند بچه حیوانی که به آن نیاز دارد.”

صرف نظر از چیزی که او را محاصره کرده است، اوفلیا خودش را به آرامی در اختیار مرگ می‌گذارد. باوجود اینکه سوژه خیلی زیبا است اما میلیس هم توانسته است به خوبی اشعار شکسپیر را در نقاشی خودش به تصویر بکشد و دختر را به گونه‌ای به تصویر کشیده است که گویی بخشی از صحنه است، تا وقتی که نهایتا “در گل و لای خفه شود”.

 

کاراکترهای شکسپیر

جان اورت میلیس، لیر و کوردلیا، ۱۸۹۱

 

شاه کوردلیا به عنوان یکی از کامل‌ترین آثار شکسپیر شناخته می‌شود و یک تراژدی کامل درمورد قرون وسطی است. لیر که خسته و پیر شده است تصمیم می‎گیرد پادشاهی را به دخترانش رگان، گونریل و کوردلیا بسپارد. دختر جوان نمی‌تواند به پدرش نشان دهد که چه کسی او را دوست دارد و از ارث محروم می‌شود، ولی رگان و گونریل، ملکه‌های چاپلوسی، پادشاه پیر را قانع می‌کنند که عشق آن‌ها ابدی است. درحالی که اصلا اینطور نیست و این دو فقط به میراث پدرشان علاقه‌مند هستند.

 

در این اثر میلیس صحنه هفتم از پرده چهارم را به تصویر کشیده است که لیر پس از درد و رنج فراوان دوباره دختر محروم از ارث خودش را پیدا می‌کند. در این نقاشی، مانند نمایش لیر داخل یک کجاوه قرار دارد و اطراف او نیز شوالیه‌ها قرار گرفته‌اند. کوردلیا نیز به آرامی سر او را لمس کرده است. پادشاه وقتی دختر خودش را می‌بیند او را نمی‌شناسد و فکر می‌کند که او مرده است.

 

مطالعه بیشتر: بررسی تاریخ گروه f/64

 

میلیس در این اثر دقیقا لحظه گیجی و پریشانی این پیرمرد را به تصویر کشیده است. چشمانش کاملا باز است. حالت چهره او گیجی را نشان می‌دهد و به خاطر رفتاری که با دخترش کرده است، انتظار ندارد این میزان توجه را جلب کند. کوردلیا با عشق روی پدرش خم شده است و شوالیه‌ها او را تماشا می‌کنند. لیر ادعا می‌کند ذهنش کاملا آشفته است اما درنهایت دختر خودش را می‌شناسد.

 

این چهار اثر که در واقع دو اثر می‌باشند، به نظر من مکالمه بین این دو هنرمند است که هرکدام از آن‌ها در هنر خودشان استادند. نقاشی میلیس از صحنه‌های شکسپیر فقط از لحاظ زیبایی‌شناسی، زیبا نیستند بلکه به خاطر داستانی هم که دارند خیلی هیجان انگیزند. مطمئنا شکسپیر اگر آن‌ها را می‌دید عاشقشان می‌شد.

بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

ارسال نظر